بیان دلنگرانی‌ ها!

امیرعباس نخعی : چندی است خبری مبنی بر ارایه طرحی تحت عنوان “پیگیری قضایی و حقوقی اخبار کذب” در مجلس شنیده می شود.هنوز سرنوشت طرح موسوم به صیانت مشخص نشده که سرانجامش به کجا رسید و متولی آن کیست و هر اتفاقی که منجر به تغییر در کندی اینترنت می‌شود را مردم منتسب به طرح […]

امیرعباس نخعی : چندی است خبری مبنی بر ارایه طرحی تحت عنوان "پیگیری قضایی و حقوقی اخبار کذب" در مجلس شنیده می شود.هنوز سرنوشت طرح موسوم به صیانت مشخص نشده که سرانجامش به کجا رسید و متولی آن کیست و هر اتفاقی که منجر به تغییر در کندی اینترنت می‌شود را مردم منتسب به طرح صیانت می کنند و کسی هم مسئولیت دقیق آنرا نمی‌پذیرد که برخی از نمایندگان مجلس طرح چالش برانگیز دیگری را در دست گرفته اند.

متاسفانه هنوز جزییاتی از چند و چون این طرح مشخص نیست ولی از ظواهر امر و نام مطرح شده بر آن این چنین بر می آید که این طرح نیز مانند برخی دیگر و قوانینی که تکنولوژی و پدیده‌های نوظهور را هدف قرار می گیرد فضای مجازی و فیلمبرداری از وقایع روز و استفاده از گوشی‌های همراه را نشانه گرفته است.

تکنولوژی وقتی آمد و خود را بر زندگی شما چیره کرد و بر شما مستولی شد سخت است که آنرا ریل گذاری کنید، چون اگر قرار بود چنین شود از اول نمی‌آمد پس بنظر می‌رسد این طرح نیز احتمالا از پیش شکست خورده است و تجربه های پیشین نیز نشان داده که اینگونه طرح های بررسی نشده با مشورت کارشناسان مستقل این عرصه به موفقیت نخواهد رسید.اگرچه هنوز طراحان جزئیاتی از طرح را مشخص نکرده‌اند و تقریبا هیچ کارشناس مستقلی نیست که ادعا کرده باشد این طرح را خوانده یا از آن مطلع است یا طرف مشورت قرار گرفته است.

این طرح که تعریف بسیط و کلی آن اولین مانع تحقق آن است جامعه هدف مشخص ندارد. عنوان کلی «پیگیری حقوقی و قضایی اخبار کذب در فضای مجازی» در عصری که همه مردم (تقریبا بدون استثنا)یک گوشی هوشمند به همراه دارند و وقایع پیرامون خود را ضبط می کنند و آنرا منتشر می کنند و پدیده شهروند خبرنگار نه در ایران بلکه در جهان به مثابه یک موج بلند حرکت می‌کند و هیچ چیز را از دید افکار عمومی پنهان نمی کند کمی اجرای آنرا پیچیده می‌کند.

خصوصا که فیلم متن نیست که در آن بزرگنمایی وجود داشته باشه و این تفاوت است که نگرانی اعمال سلیقه را در تصمیم گیری ها بیشتر می‌کند. فیلم عین واقعه است نه توصیف آن؛ به‌عنوان مثال اگر فیلمی از سیلی زدن یک مسئول به یک مامور اجرای قانون منتشر شد آیا می‌توان آنرا جرم انگاری کرد و نام بزرگنمایی بر آن نهاد.

به هرحال بر خلاف آنچه تصور می‌شود بنظرم این طرح شهروند خبرنگاری را نشانه نرفته است و طراحان طرح این ذکاوت را دارند که بدانند نمی‌توان قانونی وضع کرد که شمولیت آن همه باشند. تقریبا همه ما و حتی طراحان طرح بارها پیش آمده که از موضوعی عکس و فیلم تهیه کرده و آنرا منتشر کرده باشیم که این فیلم با تفسیر برخی مطلوب و برخی دیگر نا مطلوب باشد.

و اما شق احتمالی دیگر طرح آن که نوشته ها نیز با تفسیر بزرگنمایی جرم انگاری شوند. با این وصف (که البته بعید می‌نماید) دیگر هیچ نوشته‌ای در امان از تفسیر بزرگنمایی نیست. نوشته ای از منظر یکی منطقی و حرف حساب است و از منظر دیگری غلو و بزرگنمایی مشکلات. این بستگی دارد از کدام سلیقه سیاسی باشی مگر آنکه بشود برای بزرگنمایی مصداق تعیین کرد که بسیار کار حقوقی و فقهی حتی فلسفی دشواری است.

نوشته‌هایی که این روزها در رسانه‌ها و فضای مجازی در این باب نگاشته می‌شود تنها بیان دلنگرانی‌ها از طرحی است که جزئیات آن هنوز هویدا نیست و ایکاش نمایندگان پیش از مطرح کردن آن باب رایزنی ها در موردش را سرلوحه کار قرار دهند.