شیپور وقتی برعکس شود ؛ فولاد و مسئولیت اجتماعی

عبدالرضا طاوسی : اگر در جهت مسئولیت های اجتماعی حمایتی از هر نقطه جغرافیایی از میهن عزیزمان منجمله در منطقه محروم خواف صورت بگیرد امری پسندیده می باشد اما اینکه از ۳۳ سال قبل یعنی از سال ۱۳۶۸ تولید فولادخام از سوی شرکت فولاد خوزستان (قبلا فولاد اهواز بوده است) که صنعتی با آلودگی گسترده […]

عبدالرضا طاوسی : اگر در جهت مسئولیت های اجتماعی حمایتی از هر نقطه جغرافیایی از میهن عزیزمان منجمله در منطقه محروم خواف صورت بگیرد امری پسندیده می باشد اما اینکه از ۳۳ سال قبل یعنی از سال ۱۳۶۸ تولید فولادخام از سوی شرکت فولاد خوزستان (قبلا فولاد اهواز بوده است) که صنعتی با آلودگی گسترده زیست محیطی برای ساکنان مجاور خویش است نشان می دهد که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!
کارخانه ای که دور تا دور آن مردم زندگی می کنند و از آثار بر ریه شان تا رنگ زرد نشسته روی ماشین پراید سفید شان و تا کاشی های توی حیاط خانه شان و لباس هایی که روی بند می اندازند تا خشک شوند لایه ای برآنها نشسته است نمی تواند مسیولیت اجتماعی خود را به بهانه تامین سنگ آهن در آن منطقه تعریف کند.اگر شائبه خراسانی بودن مدیرعامل و معاون منابع انسانی این کارخانه را هم ندیده بگیریم اما اعداد و ارقام اختصاصی به منطقه خواف اصلا با خست ورزی در مورد دادن وجه چندغازی به مناطق اطراف این کارخانه در اهواز و کارون قابل مقایسه نیست.

باید روی این نکته تاکید کرد که حالا به هر علتی که از گذشته بوده باشد فولاد خوزستان در کنار و دیوار به دیوار شهرهای اهواز و کارون است و گذاشتن یک دیواره فضای سبز به ارتفاع ۲۰ متر هم نمی تواند مانع پرتاب دود های حاوی انواع مواد و گاز در ارتفاع بالاتر از ۲۰ متر را بپوشاند و نتیجه اش همین می شود که یک کارگروه بیاید و زندگی مردم مناطق درگیر یعنی :باهنر-سپیدار-پادادشهر -مهدیس-کوت عبدالله -قلعه چنعان -غیزانیه-خیط-۲۵۴ دستگاه و.....را بررسی نماید تا دریابد که تاثیر این مجموعه صنعتی روی حیات انسانهای اطراف چقدر میباشد؟
واقعا این ایراد به سازمان حفاظت محیط‌زیست خوزستان وارد است که این سازمان با دادن انواع شعار چرا یک کارگروه در این رابطه در مورد تاثیر فولاد خوزستان روی زندگی و سلامت مردم تشکیل نمی دهد و نتایج آن را در اختیار مردم و مسئولان نمی گذارد؟صرفا با تشکیل تیم فوتبال و ایجاد هیجان برای جوانان نمی توان از سلامت مردم چشم پوشی نمود.در تاریخ این صنعت مقرر بود که تولید در این واحد صنعتی یک میلیون تن فولاد باشد اما الان تولید در این مجموعه صنعتی به مرزهای ۴ میلیون تن رسیده است !
آیا مطابق این افزایش و توسعه صنعت فولاد مراقبت از سلامتی و زیست مردم اهواز و کارون هم صورت گرفته است؟بعلاوه طرح های توسعه بر طبق اعلام مدیرعامل فعلی تا ۱۳ میلیون تن پیش بینی شده، در آن صورت چه سرنوشتی برای مردم این مناطق پیش بینی می شود؟ آیا تولید برای انسانها میتواند اصل باشد یا انسانها در خدمت تولید فولاد باید باشند؟

اگر این اطمینان برای سلامتی مردم این مناطق در وهله اول تضمین میشود فبهل المراد :بروید نه در خواف بلکه در هرجای ایران طرح اصلاح فاضلابشان را در راستای مسیولیت اجتماعی اجرا کنید بعد اگر چیزی ماند،بیاورید اهواز وکارون!