کیهان بچه ها، آشنای خسته از دوران!

دکتر فاضل خمیسی: کیهان بچه ها را همه می شناسند و با آن خاطره ها دارند، مجله ای ارزان و جذاب برای کودکان که فکر کنم عمری بالای ۶۰ سال دارد، اوایل انتشار قیمتش ۲ ریال بیشتر نبود هم قیمت یک قرص نان نانوایی، اما بنده از حدود سال ۵۲ وقتی قیمتش ۵ ریال و […]

دکتر فاضل خمیسی: کیهان بچه ها را همه می شناسند و با آن خاطره ها دارند، مجله ای ارزان و جذاب برای کودکان که فکر کنم عمری بالای ۶۰ سال دارد، اوایل انتشار قیمتش ۲ ریال بیشتر نبود هم قیمت یک قرص نان نانوایی، اما بنده از حدود سال ۵۲ وقتی قیمتش ۵ ریال و در پایه ی دوم ابتدایی تحصیل میکردم از طریق یکی از همکلاسی ها با این مجله آشنا شدم، نان کماکان ۲ ریال بود.

داستان های دنباله دار و سبک و چارچوب روانشناختی و ارزانی این مجله باعث شده بود، تهیه ی آن برای همه ی کودکان اقشار اجتماعی و بخصوص محرومان خواستنی و سهل الوصول شود...

سالیان زیادی گذشت ، بخاطر علقه و تعشقی که به این مجله داشتم جسته و گریخته گاهی آنرا از دکه ی روزنامه فروشی برای بچه هایم میخریدم، قیمتش هر بار فزونی پیدا میکرد و جذابیتش کمتر زیرا برای تهیه اش درخواستی از بچه ها ندیده و با سؤال از دکه روزنامه فروشی متوجه شدم، از مجلاتی است که روی دستش میماند مثل بقیه ی نشریات ، امشب نیز وقتی برای تهیه ی ماهنامه ای مراجعه کردم ، نشریات همه خاک گرفته و مظلوم روی هم تلنبار شده بودند، کیهان بچه ها هم بود!

باز هم آن عشق قدیمی به سراغم آمد، مجله را برداشته ، خواستم حساب کنم، قیمت بالای صفحه بیست هزار تومان درج شده بود، دقیقاً قیمتی ۴۰۰۰ برابری از زمانی که شروع به خواندن آن مجله نمودم، با اینهمه پیشرفت صنعت چاپ در نوع کاغذ و رنگبندی تفاوت فاحشی با ۵۰ سال قبل نداشت ، مطالبش را چه عرض کنم... کنجکاو شده سری به قیمت دلار در آن سالها زدم: دلار ۶۷ ریال ،کیهان بچه ها ۵ ریال یعنی با یک دلار سال ۵۳ میشد ۱۳ نسخه کیهان بچه ها خرید، در حالی که اکنون فقط ۱ نسخه!

وقتی از جامعه انتظار میرود که سرانه ی مطالعه خویش را افزایش و با اذعان به اینکه ضرورت داردفرهنگ مطالعه از دوران کودکی نهادینه شود، لازم است. ساختارهای این انتظار، مورد کنکاش و برنامه ریزی دقیق مورد توجه قرار گیرد...یکی از راهکارهای علاقمند سازی کودکان و نوجوانان، توانمندی آنان در تهیه نشریات مخصوص به خود است اما گویا برخی سیاستگذاران فرهنگی به جای نگاه معرفتی و علمی به این پدیده همه چیز را از منظر اقتصاد و‌کاسبی می نگرند!

در پایان ای کاش آماری از مجلات و نشریات مرجوعی به کارخانه های خمیرسازی و بازیافت بدست میآمد تا نشان داده شود در حوزه ی مطالعه چقدر موفق عمل کرده ایم..