روان پلیدی و رواج نامحسوس آن در ادارت !

علی عبدالخانی : روان پلیدی که روان­پزشکان به آن *” سایکوپات “* می گویند از جمله بیماریهایی است که تعادل و روابط سالم اجتماعی را نشانه می رود. روان پلید به شخصی گفته می شود که به *وجود شخصیت ضد اجتماعی* مبتلا شده باشد. تشخیص این اختلال در زندگی فردی و شخصی کار سختی است […]

علی عبدالخانی : روان پلیدی که روان­پزشکان به آن *" سایکوپات "* می گویند از جمله بیماریهایی است که تعادل و روابط سالم اجتماعی را نشانه می رود.
روان پلید به شخصی گفته می شود که به *وجود شخصیت ضد اجتماعی* مبتلا شده باشد. تشخیص این اختلال در زندگی فردی و شخصی کار سختی است اما نشانه ها و حالات این بیماری را می توان در کارکردهای عمومی - اداری به راحتی مشاهده کرد.
عمده ی نهاد پلیدانِ اداری تصور می کنند که از سایر همکاران ارزشمندتر و نسبت به محلِ خدمت خود دلسوزتر هستند همچنین دروغگویی و تهیه ی گزارشهای واهی نسبت به برخی همکاران متعهد و شایسته با انگیزه ی خارج کردنشان از گردونه ی رقابت و در نتیجه حفظ منافع فردی یا تثبیت موقعیت سازمانی از مهمترین و برجسته ترین علایم این قماش از آدمیان است.

خودبزرگ بینی و خودمحوری و کینه توزی نسبت به همکاران مستقل که چشم بسته از آنها تبعیت نمی کنند، از دیگر نشانه های این بیماران است. البته بسیاری از این اشخاص از وجود این بیماری در خود آگاه نیستند لذا درصدد درمان و معالجه خود نیز بر نمی آیند. از زاویه ای دیگر، یک روان پلید را می توان به یک شخص خبیث (در توصیف عوامانه) تشبیه کرد.
صاحب نظران اتفاق نظر دارند که عیب جویی از دیگران و ندیدنِ عیب خود از ناشایست ترین صفات انسانها است که ریشه در کینه توزی و حسادت دارد. از همین نگاه و منظر، رفتار انسانهای خبیث و عیب جو، جزیی از شاکله ی کلی روان پلیدان به شمار می آید.

عموماً روان پلیدان از اذیت و آزار و ایجاد محدودیت برای دیگران لذت می برند و بواسطه ی این نوع رفتارها به آرامش نسبی می رسند. تحقیقات علمی نشان می دهد که *اینان با مفهوم دوستی و رفاقت واقعی و با صفاتی همچون عاطفه بیگانه هستند، هرچند که ممکن است نقش یک انسان عاشق یا یک دلرحم را برای مدتی کوتاه بازی بکنند. این تیپ از بیماران حتی اگر موفق به کسب موقعیت اداری و برخورداری از شرایط رفاهی و مالی هم بشوند اما در بعد زندگی شخصی انسانهای ناکام و شکست خورده محسوب می شوند و به هیچ عنوان قابل مقایسه با انسانهای نرمال و طبیعی نیستند.

ترکیب شخصیتی آنها بگونه ای است که نمی توانند دوستدار یا خیرخواهِ یک مخاطب درون یا برون سازمان محل خدمت خود باشند و چنانچه با شخص یا اشخاصی در چنین نقشی ظاهر بشوند، *این نقش حداکثر برای کسب منفعت یا تثبیت موقعیت است* و اصالت ذاتی ندارد.

از خصوصیات بارز روان پلیدان یا سایکوپها، *تمکین بدون چون و چرا نسبت به مقامات مافوق جهت بهره مندی از آنان، و رفتار نالایق نسبت به نیروهای مادون است.* روانپزشکان بر این عقیده هستند که ظاهرِ رفتار روان پلید ممکن است رفتاری قابل قبول و جذاب به نظر برسد اما با کمترین تنش یا چالش پرده از حقیقت زدوده می شود و چهره ی حقیقی ایشان عیان می گردد.

آنها انسانهایی فاقد وجدان و رأفت واقعی نسبت به دیگران بوده و با محبت و همدلی و سایر رفتارهای مثبت انسانی فاصله ی بسیار دارند. *روان پلیدان از مهمترین خصلت انسانهای طبیعی یعنی حس پیشیمانی محروم هستند لذا وقتی حق شخصی را تضییع یا به یک شخص ستم بکنند هیچگاه دچار ندامت از کار یا شرم از خود نمی شوند بلکه این کار سبب آرامش آنان نیز خواهد شد.

این بیماران تخلفات و سوءاستفاده های مالی و اداری را با تکیه بر پیش فرضهای باطلِ ذهنی خود توجیه می کنند. بلحاظ علمی این بیماری یک اختلال بزرگ شخصیتی است که بدلیل رسوخ و کهنگی آن، بنوعی تغییرناپذیر تلقی می شود.

اکنون یک سایکوپت با سابقه ی ۱۰ سال خدمت و دارای مسئولیت کوچک مالی یا اداری را در نظر بگیرید و نوع تعامل و رفتار وی با مخاطبان را اجمالاً برسی کنید. آن شخص قرار است به مدت ۲۰ سال دیگر در آن حوزه یا حوزه بالاتر بماند، حال نتیجه بگیرید که چه بلایی قرار است در این ۲۰ سال بر سرِ سیستم و مخاطبان درون و برون دستگاه یا سازمان مفروض بیاید. چه میزان نارضایتی در مخاطبان ایجاد می کند؟!.

این هم باید گفت که در جهان توسعه یافته مکانیزم هایی وجود دارد که این قبیل اشخاص را شناسایی و محیط اداری را از لوث وجودشان پاک می کنند.گفتیم حسادت و خشم از نشانه های دیگر این اشخاص است که در شرایط عادی حالت پنهان داشته و زیاد دیده نمی شوند با این وجود وقتی یک روان پلید به چالش کشیده بشود یا منافع شخصی ایشان به خطر بیفتد، آنگاه چهره ی خبیثانه و خشمگین آن برای همه نمایان می شود.

انسانهای سالم که از تراکم عقده و کمبود شخصیتی رنج نمی برند، معمولاً از عطاء و بخشش حتی بیش از دریافت خشنود می شوند اما روان پریشانِ پلیدفکر، از چیزی به اندازه ی منع و کاهش و محدود کردن لذت نمی برند. روحِ مریض این مصادیق افزایندگی برای دیگران را برنمی تابد و وجودشان مملو از نقصان و کاهندگی است.

تردیدی ندارم هرجا که شخصی بدون ضرورت کار اداری مردم را سخت یا به بهانه ی مقررات کار آنها را بیش از حدِ متعارف پیچیده کند، احتمال اینکه آن شخص خبیث و روان پلید باشد بسیار بالاست.نگارنده برخی علایم این اشخاص ( که عموماً مدعی هستند و برای پوشش تخلفات خود مرتب دم از قانون می زنند ) را خدمت خوانندگان بیان نمودم تا با تطبیق این نشانه ها، شناخت و برحذر شدن از آنها در محیط اداری، مقدور باشد.

توضیح:در تهیه مطالب تلاش می شود از سوژه های بازاری و تکراری اجتناب و بنا به لیاقت خوانندگان موضوعاتی متفاوت که در برگیرنده نوعی افزایندگی است، انتخاب شود.