«جمهوری افغانستان» بیشتر به شوخی شبیه بود

«جمهوری افغانستان بیشتر به شوخی شبیه بود. یک حکومت طایفه‌ای و فاسد نمی‌توانست اقتدار داشته باشد. تا هنگامی که آمریکایی‌ها بودند، مشکلات برجسته نمی‌شد ولی پس از رفتن آنها این بادکنک تو خالی ترکید. افغانستان دوباره وارد یک دوره دیگری از بحران شده است که در روزهای آینده بیشتر باید به آن پرداخت.»عباس عبدی، روزنامه‌نگار، […]

«جمهوری افغانستان بیشتر به شوخی شبیه بود. یک حکومت طایفه‌ای و فاسد نمی‌توانست اقتدار داشته باشد. تا هنگامی که آمریکایی‌ها بودند، مشکلات برجسته نمی‌شد ولی پس از رفتن آنها این بادکنک تو خالی ترکید. افغانستان دوباره وارد یک دوره دیگری از بحران شده است که در روزهای آینده بیشتر باید به آن پرداخت.»عباس عبدی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «روند تحولات افغانستان همه ناظران را در بهت و حیرت فرو برده است. چگونه می‌شود که قدرت اول جهان، بیست سال در یک کشور توسعه‌نیافته حضور مستقیم نظامی و سیاسی داشته باشد و برای تشکیل دولت آن تمام توان خود را بسیج کند و نزدیک به ۸ هزار نفر تلفات بدهد و بیش از دو هزار میلیارد دلار هزینه کند ولی به محض آن که از این کشور خارج می‌شود بدون حتی یک درگیری قابل توجه، کل حکومت و ارتش پوشالی آن در برابر مرتجع‌ترین جریان شکست بخورند و به‌سرعت حکومت را واگذار کنند و رییس‌جمهور آن فرار را بر قرار ترجیح دهد؟

ریشه بحران افغانستان در دخالت‌های بیگانگان است. ابتدا اتحاد جماهیر شوروی با دخالت خود می‌خواست جامعه سوسیالیستی و کمونیستی را در افغانستان روستایی ایجاد کند ولی نتیجه آن چه بود؟ شکل‌گیری مرتجع‌ترین گروه سیاسی و فکری در منطقه یعنی طالبان؛ گروهی که به معنای دقیق کلمه از سلفی‌های خاورمیانه نیز مرتجع‌تر و خشن‌تر هستند. کودتای اتحاد جماهیر شوروی هزینه سنگینی را بر دوش این ابرقدرت تحمیل کرد؛ بدون این که مردم افغانستان پیشرفت کنند. همچنین افغانستان را برای بیش از دو دهه درگیر جنگ داخلی کرد. نهادهای سیاسی افغانستان در طول جنگ ضربه دید و کشور پسرفت کرد. اتحاد جماهیر شوروی نیز سقوط کرد. افغانستان محل بازی قدرت‌های جهانی شده بود. ایالات متحده، بریتانیا و غرب برای شکست‌دادن حکومت کمونیستی از بدترین گروه‌ها یعنی آنان که بعدا مشهور به طالبان‌شدن حمایت کردند. با از میان رفتن زیرساخت‌های سیاسی و ورود پول‌های کثیف خارجی و تجارت مواد مخدر برای تامین منابع مالی گروه‌ها علیه کمونیسم، موجب شد که شکل‌گیری وحدت سیاسی در افغانستان غیر ممکن شود. کافی است که بگوییم این گروه‌ها از یکدیگر بیشتر کشتند تا حکومت کمونیستی از آنان. در این فضا بود که طالبان به عنوان یک جریان مورد حمایت عربستان و امارات متحده و پاکستان وارد شدند و افغانستان را فتح کردند ولی جهان آنها را به رسمیت نشناخت. افغانستان شد لانه گروه تروریستی و با حضور یک حکومت واپسگرا. ۱۱ سپتامبر محصول شکل‌گیری چنین لانه‌زنبوری در گوشه‌ای از این جهان بود. آمریکا آمد و در مدت کوتاهی بساط طالبان را برچید ولی قادر نبود که مفهومی به عنوان ملت ایجاد کند.‌ جمهوری افغانستان بیشتر به شوخی شبیه بود. یک حکومت طایفه‌ای و فاسد نمی‌توانست اقتدار داشته باشد. تا هنگامی که آمریکایی‌ها بودند، مشکلات برجسته نمی‌شد ولی پس از رفتن آنها این بادکنک تو خالی ترکید. افغانستان دوباره وارد یک دوره دیگری از بحران شده است که در روزهای آینده بیشتر باید به آن پرداخت.»