سالروز ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز مبارک باد

حضرت عباس علیه السلام کمالات معنوی و ابعاد وجودی اش ناشی از برخورداری از ارزش های والای انسانی و دوری از گناه و گناهکاران است و عبودیت خالصانه او در برابر خدا و تواضع در مقابل بندگان خاصّ الهی؛ از جمله پدرش امیرمؤمنان علیه السلام و برادرانش امام حسن و امام حسین علیهما السلام، باعث […]

حضرت عباس علیه السلام کمالات معنوی و ابعاد وجودی اش ناشی از برخورداری از ارزش های والای انسانی و دوری از گناه و گناهکاران است و عبودیت خالصانه او در برابر خدا و تواضع در مقابل بندگان خاصّ الهی؛ از جمله پدرش امیرمؤمنان علیه السلام و برادرانش امام حسن و امام حسین علیهما السلام،
باعث رشد و بالندگی شخصیت معنوی و رسیدن به کمالات و ارزش های وجودی ایشان گردیده است.ابعاد وجودی حضرت عباس علیه السلام که برگرفته از شخصیت والا و معنوی و عظمت اخلاقی ایشان بود،عبارتند از: فداکاری، ایثار، فضیلت، شجاعت و دلیری، رشادت جسمی و روحی، زهد و تقوای الهی، فتوّت و جوانمردی،که همه آنها ناشی از بزرگواری و شایستگی حضرتش بود.

*عظمت آثار و صفات حضرت عباس*

و بر این اساس و به دلیل برخورداری از فضایل بی شمار،وجود حضرت عباس علیه السلام سرشار از کنیه ها و القاب بسیار پسندیده ای گردید که هر کدام، بیانگر یکی از ابعاد درخشان وجودی و زندگی پرنور اوست...

*کنیه ها*
عظمت آثار و صفات حضرت عباس علیه السلام، کنیه های درس آموزی برای همگان جلوه گر ساخته است که عبارتند از:

*ابوالفضل* : این کنیه، مشهورترین کنیه حضرت عباس علیه السلام است که به یقین نشان از فضیلت های بی شمار او در عرصه های مختلف زندگانی؛ یعنی کودکی، نوجوانی و جوانی دارد که هریک آینه ای شفّاف و روشنگر از ویژگی های ارزشمند محسوب می شود.

*وجه تسمیه عباس* : مورّخان نقل نموده اند: نامیده شدن او به ابوالفضل، به خاطر یکی از دو علّت زیر بوده است:
الف) پسری به نام فضل داشت.
ب) چون سراسر زندگی آن حضرت سرشار از فضیلت بوده؛ زیرا ابوالفضل یعنی پدر فضیلت ها.
به نظر می رسد که علت دوم، مناسب تر باشد.

*ابوالقاسم*ابوالقاسم کنیه دیگری است که جابربن عبدالله انصاری در زیارت اربعین، خطاب به حضرت عباس علیه السلام گفته است:السلام علیک یا اباالقاسم! السلام علیک یا عباس بن علی!

*منصب سقایت و آب رسانی*

*ابوالقِربَه* :این کنیه، سومین کنیه حضرت عباس علیه السلام است که دلاوری و مردانگی در امواج پرتلاطم آن جلوه گر است و حکایت از شکافتن سینه سپاه دشمن در رسیدن به آب گوارای شریعه دارد تا کام تشنگان، کودکان و زنان را سیراب سازد.توضیح اینکه: منصب سقایت و آب رسانی به تشنگان، که یکی از ارجمندترین و زیباترین برنامه های اسلامی و انسانی است، یکی از کارهای مهمّ حضرت عباس علیه السلام بود و حتی شهادت او در زمانی واقع شد که برای آوردن آب به شریعه فرات رفته بود.

*القاب*

*قمر بنی هاشم* :همان گونه که ذکر شد، حضرت عباس علیه السلام از زیبایی ویژه ای برخوردار بود و به خاطر سیمای سپید، سیرت زیبا و ملکوتی و قامت رعنا و رشیدش او را «ماه خاندان بنی هاشم و قمر بنی هاشم» می خواندند. همچنین همگان در مدح ابّهت پرشکوه و سرافرازی عظمتش زبان می گشودند و چنین لقبی را برازنده وجود او می دانستند.

. *باب الحوائج* : از آنجا که حضرت عباس علیه السلام در اثر فداکاری ها، اخلاص و خصال والای انسانی در پیشگاه خداوند دارای مقام بسیار ارجمند و آبروی مخصوص گردید، خداوند مقام و لقب «باب الحوائج» را به حضرتش عطا فرمود و وجود عظیم او را شایسته این لقب دانست. توسّل به ذیل عنایت او نیز موجب رواشدن حاجات است؛ زیرا پذیرش شفاعتش در درگاه خداوند، قطعی است. او کریمی است از دودمان کریمان و وسیله ای برای تقرّب به درگاه الهی، که سالیان بسیار، شیعه و سنّی و مسلمان و غیر مسلمان دست دعا و چشم امید به سوی او داشته، از کرامات شیرین و زلال معرفت او ناگفته های گفتنی فراوانی دارند. نویسندگان، عالمان و محقّقان بسیاری، در این باره کتاب ها به رشته تحریر در آورده اند.

*طیّار* : «طیّار» لقبی است که امام سجّاد علیه السلام از بلندای بینش خود، عمویش را بدان ستود و جلوه ای از جلوه های قدسی ابوالفضل علیه السلام را آشکار نمود.

*سقّا* : منصب سقایت و آب رسانی، یکی از خدمات بزرگ در تاریخ حج است و آب دادن تشنگان، از مستحبات و گاه واجبات دینی شناخته می شود.حضرت ابوالفضل علیه السلام از پدرش علی علیه السلام که در جنگ بدر، با کمال شجاعت کنار چاهی که نزدیک دشمن بود، رفت و از آن برای مسلمانان آب آورد؛لقب سقّایی را به ارث برده بود. وی در ماجرای کربلا از مدینه تا مکّه و از مکّه تا کربلا سرپرست آب رسانی به کاروان امام حسین علیه السلام و حیوانات آنها بود.

با توجّه به اینکه همراهان امام حسین علیه السلام در آغاز، بیشتر از هزار نفر بودند، با افزودن حیواناتشان،نتیجه می گیریم که تأمین آب برای آنها کار بسیار مهمّی بوده است که حضرت عباس علیه السلام انجام می داده و وی حقیقتاً برازنده این لقب بوده است.

*علمدار* : «علمدار»؛ دارنده بیرق لشکر و برگیرنده عَلَم سرافرازی که بسان نگینی، نمایانگر انسجام سپاه، استمرار مبارزه و خروش سپهسالار علیه دشمن است. این نشانِ پرافتخار، به عهده ابوالفضل علیه السلام بود.

*اطلس* : حضرت عباس علیه السلام را «اطلس» می خواندند؛ زیرا این لغت به معنی سرخِ تیره رنگ، شجاع، چابک، دلاور و دریادل است. آن حضرت در صحنه های گوناگون، شجاعت و دلاوری خود را نشان داده بود؛ به طوری که حتّی دست هایش را قطع کردند؛ ولی تسلیم نشد و همچنان می جنگید و ترس در قاموس زندگی او وجود نداشت.

*الشّهید* : یعنی والاگوهری که توفیق شهادت یافت. حضرت ابوالفضل علیه السلام به راستی از آن دسته افرادی است که شایسته عنوان عمیق شهید و شهادت است و به تمام امتیازات شهادت نائل گردید و از برجستگان در میان شهیدان سرافراز است. او کسی است که دست هایش زودتر از خودش به بهشت برین خداوند شتافتند و سر بریده اش به گونه ای ضربه دید که صورتش مشخّص نبود.

امام سجّاد علیه السلام نیز وقتی به کنار پیکر مطهّر ابوالفضل العباس علیه السلام آمد، خطاب به او فرمود:*و علیک مِنّی السّلامُ مِن شهیدٍ مُحتَسبٍ* ای شهید مخلص راه خدا، سلام من بر توباد!

*عبد صالح*: «عبد صالح» به معنی بنده نیکوکار خداوند است. این لقب از زیارتنامه حضرت عباس علیه السلام از زبان امام صادق علیه السلام گرفته شده است.
ای نام تو جانْ پناه مردم چون بحرِ بلا کند تلاطم
باشد لقب تو عبدصالح همچو لقب امام هفتم

*حامی الضّعینه* : «ضعینه» به معنی هودج است. این لقب به مفهوم حامی بانوان است، کنایه از اینکه حضرت ابوالفضل علیه السلام حامی بانوان هودج نشین در سفر کربلا بوده است. در این سفر، حضرت از آنها نگهبانی می کرد و آنان در پناه چنین نگهبانی نیرومند و شجاع هیچ گونه نگرانی نداشتند.

*فادی* : «فادی»؛ یعنی فداکار. حضرت عباس علیه السلام به راستی فداکاری را به آخرین حدّ و مرز خود رسانید و برادران خود، هستی خود و حتی دو پسر خویش را فدای دین، امام حسین علیه السلام و آرمان آن حضرت نمود و حقّ جهاد و جانبازی را با تلاشی بی نظیر تا آخرین نفس و قطره خون انجام داد.
.

*المُستجار* : «مُستجار»؛ یعنی پناهگاه. از القاب حضرت ابوالفضل علیه السلام اینکه پناه برای پناهندگان بود. شاعر معروف، فهیم و مخلص اهل بیت علیهم السلام شیخ محمدرضا اُزری در شأن حضرتش قصیده ای سرود.هنگامی که این مصراع را سرود:*«یَومَ ابوالفَضل استجارَ به الهُدی*

روز عاشورا، روزی است که حسین علیه السلام، مخزن هدایت، به عباس علیه السلام پناه برد.»سپس صحّت این مطلب را در نظر خود بعید دانست و گفت: شاید این سخن مورد قبول امام حسین علیه السلام واقع نگردد!

شب در عالم خواب، امام حسین علیه السلام به او فرمود: آنچه را گفته ای صحیح است، من به برادرم پناهنده شدم! مصرع دوم این شعر را با این جمله تکمیل نما:*«والشَّمس مِن کَدِرِ العَجاجِ لِثامُها*در آن هنگام به عباس پناه بردم که بر اثر حمله ها و درگیری و گرد و غبار، بین زمین و آسمان تیره و تار شده بود، به طوری که نقاب گرد و غبار جلوی نور خورشید را گرفته و هوا را تاریک نموده بود.»

*ضِیْغَمْ*گاهی حضرت عباس علیه السلام را «ضیغم» و گاهی «ضرغام» که هردو به معنی شیر ژیان و چابک است،می خواندند؛ چرا که او در میدان رزم با دشمن چون شیری نیرومند بود که به گلّه روباه حمله می کرد، دهها و صدها نفر را در حمله های حیدری خود به خاک مذلّت می افکند.از القاب دیگری که به حق به حضرت عباس علیه السلام نسبت داده اند، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

*ظهرالولایه*
پشتیبان ولایت و امامت.
*مُؤثِر*
ایثارگر.
*مُواسی*
مواسات و برادری.
*واقی*
نگهبان.
. *ساعی*
تلاشگر.
*باب الحسین علیه السلام* .
*سردار و پیشتاز* .
*البَطَلُ العلقمی*
قهرمان نهر علقمه.
فرمانده لشکر.

کسی که در تحمّل همه سختی های راه تا مرحله شهادت،شکیبایی اش را از دست نداد و احساساتش بر صبرش غلبه نکرد.نکته بسیار مهم در این رابطه،این است که حدود نیمی از القاب ابوالفضل علیه السلام،ملهم و متأثّر از شخصیّت مقتدایش امام حسین علیه السلام و به جهت همراهی، پشتیبانی و یاری نمودن او در طول زندگیِ سراسر فیض و معنویت؛ به ویژه در واقعه کربلاست.این نکته از دو جهت قابل تأمّل است:

*قدرت رهبری ذاتی امام*

براستی عظمت وجودی امام توانسته است استعدادهای مثبت کسی چون حضرت عباس علیه السلام را به ظهور رسانده و نتیجه تعلیمات دانشگاه علی علیه السلام را تجلّی بخشد و شخصیّت او را از خود پر سازد.تأثیر تعلیمات و آموزش های مؤثّر در شخصیّت سپهسالار،که از کودکی وی را همراهی نموده است و وجودش در قالب یک مرید، مملوّ از وجود مولایش حسین علیه السلام بوده است.

تسلیم او در برابر اراده امام، تصدیقش بر ولایت امام و وفاداری اش نسبت به امام، همگی تشکیل دهنده نمادی بی نظیر از مرید بودن اوست.او جز حسین علیه السلام نمی شناخت و توحیدش را نیز در ارادت به حسین علیه السلام می یافت.حسین علیه السلام، مظهر عشق و عباس علیه السلام مظهر وفا، هردو با هم پیوندی دیرینه از عشق و وفاداری را به نمایش می گذارند و به همه ما می آموزند که: وفا، از عشق پیروی می کند.

*حضرت عباس ازمنظر معصومان علیهم السلام*

۱٫ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم

در یکی از رؤیاهای صادقه آمده است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به عباس علیه السلام فرمود:«خداوند، چشمت را روشن گرداند! تو باب الحوائج هستی! از هر که خواستی، شفاعت کن!»

۲٫ امام علی علیه السلام
حضرت علی علیه السلام در شأن فرزندش حضرت ابوالفضل علیه السلام، در آن هنگام که در بستر شهادت بود و او را طلبید و به سینه اش چسبانید، فرمود:«به زودی در روز قیامت، چشمم به وسیله وجود تو روشن می گردد!»

۳٫ حضرت زهرا علیها السلام
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به علی علیه السلام می فرماید: به حضرت زهرا علیها السلام بگو؛ برای شفاعت و نجات امّت چه داری؟ حضرت علی علیه السلام بعد از ابلاغ این پیام به حضرت زهرا علیها السلام چنین پاسخ می شنود:«ای امیرمؤمنان! دو دست بریده پسرم عباس علیه السلام برای ما در مورد مقام شفاعت، کافی است.»

۴٫ امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام در شأن حضرت عباس علیه السلام گفتارهای متعدّدی دارد که ما از میان آنها به یک گفتار اشاره می کنیم:در عصر تاسوعا، امام حسین علیه السلام به ابوالفضل علیه السلام فرمود:«برادرم! جانم به قربانت! سوار بر اسب شو و نزد دشمن برو و از آنها بپرس برای چه به اینجا آمده اند...»

۵٫ امام سجّاد علیه السلام
امام سجّاد علیه السلام وقتی که روز سیزدهم محرّم، همراه بنی اسد برای دفن پیکرهای مطهّر شهیدان به کربلا آمد و در کنار بدن بی دست عمویش حضرت ابوالفضل علیه السلام قرار گرفت، خود را به روی پیکر مطهّر آن حضرت انداخت و در حالی که آن را می بوسید، فرمود:«ای ماه بنی هاشم! بعد از تو، خاک بر سر دنیا!»

۶٫ امام صادق علیه السلام
فرازهای مهمّی از زیارت نامه حضرت عباس علیه السلام از زبان امام صادق علیه السلام نقل شده است که ما در اینجا به فراز آخر آن اشاره می نماییم:« *اَشهَدُ اَنَّکَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنکُل وَ اَنَّکَ مَضَیْتَ عَلیبصیرهٍ مِنْ اَمْرِکَ، مُقتَدِیاً بِالصّالِحینَ وَ مُتَّبِعاً لِلنّبیّین* ؛گواهی می دهم که تو ای عباس! در امر دینت هیچ گونه سستی نکردی و در برابر دشمن از مقاومت، باز نایستادی و به راستی با کمال بصیرت و آگاهی از دنیا رفتی، در حالی که اقتدا به صالحان نمودی و از پیامبران پیروی کردی.»

۷٫ امام هادی علیه السلام
در فرازی از زیارت نامه امام هادی علیه السلام، از زبان آن حضرت خطاب هایی با این مضامین به حضرت عباس علیه السلام آمده است:*السّلام علی اَبِی الفضلِ العباس ابنِ امیرالمؤمنین*سلام بر ابوالفضل العباس پسر امیرمؤمنان علیه السلام:آنکه با کمال مواسات، ایثار و برادری، جانش را نثار برادرش حسین علیه السلام کرد.

آنکه دنیا را وسیله آخرت قرار داد.آنکه خود را فداکارانه فدای برادر نمود.آنکه نگهبان دین و سپاه حسین علیه السلام بود.آنکه تلاشش بسیار برای آب رسانی به سوی لب تشنگان بود.آنکه دو دستش در راه خداوند متعال قطع شد.

علاّمه مجلسی قدس سره ماجرای شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام را چنین نقل می کند:وقتی که عباس علیه السلام تنهایی برادرش حسین علیه السلام را دید، به محضرش رسید و عرض کرد:*یا اَخی هَلْ مِنْ رُخْصَهٍ* ؟حسین علیه السلام با شنیدن این سخن، گریه سختی کرد و چنین فرمود:*یا اَخی اَنْتَ صاحِبُ لِوائی، وَ اِذا مَضَیْتَ تَفَرَّقُ عَسْکَری* !
عباس علیه السلام عرض کرد: سینه ام تنگ گشته و از زندگی خسته شده و به ستوه آمده ام، می خواهم انتقامِ خون شهیدان را از این منافقان بگیرم!

امام حسین علیه السلام فرمود: پس برو و برای این کودکانِ تشنه، اندکی آب بیاور! عباس علیه السلام به طرف شریعه فرات روانه شد و در برابر جمعیت دشمن ایستاد، آنها را موعظه کرد و به آنها هشدار داد؛ ولی انذار و هشدار آن حضرت در دل سیاه آن کوردلان اثر نکرد. عباس علیه السلام نزد برادرش بازگشت و موضوع را گزارش داد. در این هنگام فریاد العطشِ کودکان را شنید. حضرت سوار بر اسب شد، نیزه خود و مشکی را برداشت و به طرف فرات حرکت کرد. چهار هزار نفر نگهبان شریعه فرات، سر راه آن حضرت را بستند و آن حضرت را تیرباران کردند، حضرت عباس علیه السلام با شجاعتی بی بدیل بر آنها حمله کرد؛ به طوری که هشتاد نفر از آنها را کشت. بقیه هم پراکنده شده و عباس علیه السلام خود را به شریعه فرات رسانید. حضرت، مشک را پر از آب کرد و بر شانه راستش نهاد و به سوی خیمه ها روانه شد، به امید آنکه آب را به لب تشنگان برساند. در راه بازگشت، شروع به رجزخوانی در میدان نبرد نمود که عباس(ع) عرض کرد: سینه ام تنگ گشته و از زندگی خسته شده و به ستوه آمده ام، می خواهم انتقامِ خون شهیدان را از این منافقان بگیرم!

هر فرازی از آنها بیانگر عالی ترین درس های شجاعت، ایثار، همّت بلند، وفاداری و اخلاص است.نگهبانان شریعه به حضرت عباس علیه السلام حمله کردند. او نیز به آنها حمله کرد و همچنان رجزخوانی نمود و به جنگ خود ادامه داد و دشمن را پراکنده نمود. در این هنگام، زید بن وقار - که در پشت نخله خرما کمین کرده بود - با همیاری حکیم بن طفیل، شمشیر خود را بر دست راست عباس علیه السلام فرود آورد و دست راست آن حضرت را قطع نمود.

حضرت عباس علیه السلام شمشیر را به دست چپ گرفت و در این حال رجزهایی خواند و همچنان به جنگ ادامه داد. در این میان حکیم بن طفیل هم که در پشت نخله خرما کمین کرده بود، شمشیرش را بر دست چپ آن حضرت فرود آورد که دست چپش نیز قطع گردید.

عجب اینکه، حضرت عباس علیه السلام همانند عمویش جعفر طیّار، پرچم را به سینه اش چسبانید و با بازوان قطع شده آن را نگه داشت و دوباره به رجزخوانی پرداخت. در آن هنگام، ظالمی شقی عمود آهنین بر سرش زد که آن حضرت از پشت اسب بر زمین افتاد.

نتیجه : در پایان، با عرض عذر و تقصیر به پیشگاه مقدّس حضرت عباس علیه السلام که با قلم ناقص خویش، به شرح زندگانی و ابعاد وجودی آن والامقام پرداختم، از درگاه ایزد منّان مسألت می نمایم که به همه ما با آگاهی کامل توفیق عطا فرماید تا از رشادت های بی بدیل، پیکار و پایداری حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و اخلاص حسنه او پیروی نماییم و با الگو قرار دادن تندیس و اسوه حقیقی تقوا، معرفت، انسانیت و معنویت؛ یعنی حضرت عباس علیه السلام به درگاه الهی اش تقرّب جسته، سعادت دنیا و آخرت را برای خویش به ارمغان آوریم. همچنین همیشه برای رفع حاجات خود، وجود مقدّس ایشان را شفیع به درگاه خداوندی قرار دهیم، که «شفاعت او» رد نخواهد شد.
با آرزوی توفیق زیارت بارگاه شریفش در دنیا و شفاعتش در آخرت. ان شاءالله.

السّلام علیک ایّها العبد الصّالح المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین صلّی الله علیهم اجمعین... فلعن الله اُمّهً قتلتک و لعن الله امّهً ظلمتک.
سلام خدا بر روح بلند او باد

 

بطل العلقمی، ج ۲، ص ۸٫
اعلام الوری،ص ۱۹
کامل الزّیاره ،ص ۲۵۸٫
مقتل الحسین، ص ۳۹۸٫
مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۱۱۲٫
معالی السّبطین، ج ۲، ص فرسان الهیجاء، ج ۱، ص ۱۸۹٫
منتهی الآمال، ص ۴۵۵ و نفس المهموم، ص ۳۳۷٫
معالی السّبطین، ج ۱، ص
معالی السّبطین، ج ۱، ص ۴۵۴٫
ارشاد شیخ مفید، ج ۲، ص ۹۲٫
بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۲۷۷٫
انساب الأشراف، ج ۱،
بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴۰ و ۴۱

*التماس دعا*