چرا بعضی از مسئولین شهر  انتقاد پذیر نیستند؟

در این مقوله ی کوتاه به برخی بدیهیات شهر می پردازم و مسئولین شهر را مورد عتاب قرار می دهم ؛ به هیچ عنوان منکر فعالیت های صورت گرفته در شهرستان نیستم ؛لیکن اگر یک مطالعه تطبیقی بسیار محدود با سایر شهرستان ها صورت بگیرد به راحتی می توان به حجم عقب ماندگی شادگان پی […]

در این مقوله ی کوتاه به برخی بدیهیات شهر می پردازم و مسئولین شهر را مورد عتاب قرار می دهم ؛ به هیچ عنوان منکر فعالیت های صورت گرفته در شهرستان نیستم ؛لیکن اگر یک مطالعه تطبیقی بسیار محدود با سایر شهرستان ها صورت بگیرد به راحتی می توان به حجم عقب ماندگی شادگان پی برد ؛ در این مقوله می خواهم به ابعاد فرهنگی ، اجتماعی ، عمرانی و سیاسی بپردازم .

بعد فرهنگی : فرهنگ در تمام جوامع جهانی به عنوان ریشه و شریان تمام ابعاد یک جامعه را تشکیل می دهد و جهان مدرن راز پیشرفت و مدرنیته ی خود را تمرکز بر این بعد حیاتی می داند ؛ این که کشاورز ما ، بازاری ما ،پیمانکار ما ، مسئول ما و عامه مردم نسبت به وظایف انسانی خود تجاهل دارند و بر خلاف باور باطنی خود عمل می کنند را بر کدام محمل باید قرار دهیم ؟این که تاجر اجناس مورد نیاز مردم را احتکار می کند و کشاورز بالادست چنان آب را برداشت می کند و اصلا به فکر برادر پایین دست خود نیست و بازار ما سراسر خائن به ترازو و گران فروش و غافل از نص صریح قران کریم "ویلا للمطففین " است و صیاد ما با بی رحمی به جان پرندگان می افتد و ماهی گیر ما از حربه های سم و دستگاه برق جهت صید ماهی استفاده می کند و مسئول ما در انجام وظایف ذاتی خود کم کاری می کند و رابطه را بر ضابطه ترجیح می دهد و قس علیهذا ریشه در فرهنگ دارد .به راستی متولیان فرهنگ این شهر و خانواده ها در درونی کردن فرهنگ دچار کدام تناقض شده اند که امروز جامعه را چنین به حال خود رها کرده اند .

بعد اجتماعی : خدای عز و جل انسان را موجودی اجتماعی و اجتماع پذیر آفرید و طبق برخی روایات از احادیث معصومین خداوند کار گروهی را مبارک می دانند . امروز همه شاهد گسیختگی و دوگانگی اجتماعی به ویژه بین نسل قدیم و نسل جدید هستیم طوری مست دنیا و منافع فردی شدیم که انگار فراموش کردیم ما مسلمان و پیرو مکتب مولا علی (ع) هستیم .غرق در منافع شخصی و پیشرفت مادی خود شده ایم ، کاخ بسازم و ماشین سیستم اول داشته باشم و "گور پدر جامعه و منافع عامه "غافل از این که فرزندان ما در همین جامعه رشد می کنند ؛ این که داشته باشم و فرزندان خود را جهت سرگرمی و خوش گذرانی به شهرهای اطراف ببرم را می پذیریم لیکن تعامل اجتماعی را چگونه مهیا می کنم ؟چگونه می توانیم نگاه عمودی را از چشمان فرزندان خود محو کنیم ؟چگونه می توانیم انسانیت و طعم برابری و برادری را در وجود نسل آینده درونی کنیم ؟چگونه می توانیم احترام به سایر طبقات اجتماعی را سامان بدهیم ؟چرا درصد زیادی از نسل جدید توصیه ها و نکوهش ها را که نام انتقاد بر آن گذارده شده است را به منزله ی توهین و تحقیر قلمداد می   کنند؟شاید علتش این باشد که افراد در زندگی خود کمتر نقد می شوند و در نتیجه   هنگامی که توصیه ای به آن ها می شود به نوعی دچار شک شده و این فکر در سر آنان می  افتد که یعنی من کارم را درست انجام نمی دهم؟ و یا وقتی با مانعی بر سر راه خود روبه رو می شوند سریعا عکس العمل نشان می دهند.

بعد عمرانی :  یک ارزیابی عینی و بی طرفی از افکار و اهداف نگارنده و با یک سرکشی از سطح شهرستان به راحتی می توان از اعماق عقب ماندگی عمرانی شهرستان شادگان پی برد ؛ شادگان همچنان گرفتار خدمات بدیهی از قبیل راه ها ، آب شرب ، آب کشاورزی ، برق و گاز است حالا بماند که این شهر همچنان از وجود هتل ، سینما ، موسسات آموزشی ، بیمارستان مدرن ، شرکت های تبدیلی ، کشاورزی مکانیزه و ...انگشت انتقاد را به کدام سمت نشانه بگیریم مردم یا متولیان امور شهر ؟!انتقاد تحت تاثیر قرار دادن و تغییر شرایط موجود به وضع بهتر انتقاد شونده است ؛ انتقاد وسیله ای برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی است ؛ با عنایت به این مطلب ، مدیر باید تحمل انتقاد را از طرف سایر همکاران خود در جهت رفع نارسایی های اجرایی وظایف خود داشته باشد و با آغوش باز و با روی گشاده انتقادات سازنده را بپذیرد

یکی از مهمترین ویژگی هایی که هر فرد و انسانی و از همه مهم تر کسی که ادعای مسلمانی دارد باید نسبت به جامعه و اطرافیان خویش داشته باشد این است که نسبت به آن ها بی تفاوت نباشد.و اگر عیب و نقصی از آنها مشاهده نمود آنها را در جهت اصلاح آن نقصان ارشاد و راهنمایی کند و یا آن ها را به خاطر انجام کاری مورد باز خواست قرار دهد و اگر در این راه پیشنهاد چاره سازی که بتواند دردی از اجتماع را مرهم باشد به ذهنش خطور نمود با سنجیدن جوانب کار ایده و تفکر خویش را به طرف مقابل یا مسئولان مربوطه ارائه دهد و با صفای دل منتظر پاسخ باشد.هر انسان باایمانی نیازمند خیرخواهی نصیحت و انتقاد دیگران است. ارتباطات و تعاملات مومنان باید براساس نصیحت و خیرخواهی برای یکدیگر استوار گردد. اشتباه وگناه در گفتار و رفتار غیر معصوم راه پیدا می کند بنابر این انتقادگری و انتقادپذیری از احتیاجات مومنان برای اصلاح گفتار و رفتار در راه تقرب به خدای متعال است.

بعد سیاسی : نظام مقدس جمهوری اسلامی با پیاده کردن انتخابات راه حکومت مردم بر مردم را به نحو احسن استوار کرده است و با مبنا قرار دادن این مسائل که هر انسانی در راه رشد و کمال نیازمند بهره برداری از انتقادات، هشدارها، یادآوری ها، اعتراضات، عتاب ها و سرزنش های دیگران است. راه های گردن فرازی فخر فروشی، نفاق، بی اعتقادی به ارزش های دینی ، غرور، تکبر ،خودخواهی و خودپسندی را کاملا مسدود کرد .این که نماینده مجلس و نمایندگان شوراها بعد از انتخاب شدن به حال خود رها می شوند و فقط به خود و دار و دسته ی خود می رسند بر کدام محمل قرار می گیرد ؟چگونه این معضل را باید چاره اندیشی کنیم و چرا باید منتخبان مردم چنین سلیقه ای عمل کنند ؟نباید فراموش کرد «انتقاد پذیری» یک اصل سرنوشت ساز و مهم اخلاقی و یک ارزش در مجموعه عناصر پیشرفت و کمال است.یکی از ریشه های عقب ماندگی و مشکلات جامعه انتقاد ناپذیری است.

" گوته " شاعر بزرگ آلمانی :برگها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند ...منتخبان مردم کلاه خود را قاضی بگذارند و خود قضاوت کنند که آن همه حجم وعده و وعیدها تا چه اندازه تحقق یافت .گر حقه های انتخاباتی بر عوام سوار می شود بدانند که خدای عز و جل در یوم الحساب پشیزی هم از قلم نمی اندازد .

خبرنگار : صالح البوغبیش