مثلث تهران،دوحه، آنکارا سدی در برابر محور شرارت ترامپ

برآیند همکاری کشورهایی چون ایران، قطر و ترکیه، تجمیع مولفه های سنتی و نوین قدرت در جهت مهار بحران های جغرافیای پرالتهاب خاورمیانه است که می تواند هسته ای برای ثبات و توسعه و نیز معبری را به سوی گذار از چالش های پیش رو ایجاد کند. شرایط امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز […]

برآیند همکاری کشورهایی چون ایران، قطر و ترکیه، تجمیع مولفه های سنتی و نوین قدرت در جهت مهار بحران های جغرافیای پرالتهاب خاورمیانه است که می تواند هسته ای برای ثبات و توسعه و نیز معبری را به سوی گذار از چالش های پیش رو ایجاد کند. شرایط امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به شکل گیری ساختاری از گفت وگو و همکاری منطقه ای را نمودار می سازد؛ تهدید تروریسم و افراطی گری همچنان پیش روی واحدهای ملی و ملت های خاورمیانه خودنمایی می کند.

رقابت ها و اختلافات پیدا و پنهان پابرجا است، نارضایتی های سیاسی، اقتصادی، اختلافات مذهبی و شکاف های هویتی عاملی برای دگرگونی های غیرقابل پیش بینی به شمار می آید، مداخلات قدرت های فرامنطقه به شکلی روزافزون عاملی برای تقابل دولت ها است و بحران های اقلیمی و تغییرات آب و هوایی هم مزید بر علت شده تا آینده ای پرخطر را پیش روی کشورهای خاورمیانه به تصویر درآورد.در این میان، تحولات خاورمیانه متاثر از سیاست هایی است که ورای آن طراحی و اجرا می شود. همچنان که گروهی از کشورهای منطقه و به ویژه متحدان سنتی واشنگتن پس از انتخاب «دونالد ترامپ» به ریاست جمهوری آمریکا با نگرانی های جدی مواجه شدند، این رخداد پیامدهای خود را بر تحولات خاورمیانه ظاهر ساخت. در ادامه رویکردهای ترامپ در شمائل فرصتی بادآورده ظاهر شد تا در بادبان برخی کشورها افتد غافل از اینکه حرکت گردباد سمت و سویی جز تشدید منازعات و درگیری های منطقه ای را نمی جوید.

سیاست خارجی آمریکا تا اینجای کار به تشدید سیاست های تهاجمی عربستان انجامیده و سبب افسارگسیختگی صهیونیست های در اشغالگری و جنایتگری علیه فلسطینیان شده است به گونه ای که بسیاری از ناظران ادامه کشتار گسترده فلسطینیان و یمنی ها را نتیجه ناگزیر سیاست خاورمیانه ترامپ می بییند.تقویت اعتماد به نفس سعودی ها برای پیگیری اهداف بلندپروازانه منطقه ای و دستیابی به تفوق در برابر رقبای عربی و خاورمیانه ای یکی از نخستین تاثیرات مستقیم خود را در بروز بحران دیپلماتیک در حاشیه جنوبی خلیج فارس نشان داد؛ جایی که ریاض کوشید از طریق قطع روابط ، تحریم های گسترده اقتصادی و کاربرد انواع تهدیدها اختلافات ریشه دار خود با دوحه را به نتیجه ای مشخص برساند و با همراهی کشورهایی چون مصر، امارات و بحرین عرصه را بر قطری ها تنگ سازد.پس از بروز دور تازه بحران در روابط قطر و عربستان (نیمه خرداد ۹۵) رویکرد آمریکایی ها بجای ایجاد زمینه های حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات، حمایت تلویحی از موضع عربستان و چانه زنی همزمان با قطری ها در جهت نشستن بر سر میز مذاکره بود که از مسیر پذیرش شرایط ائتلاف ضدقطری از سوی رهبران دوحه می گذشت.

در مقابل، کشورهایی چون ایران و ترکیه ضمن گشودن محورهایی برای عبور قطر از حصر اقتصادی بر ضرورت حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات تاکید کرده و خواستار شکل گیری گفت وگوهایی منطقه ای شدند.با گذشت بیش از یک سال از این بحران دیپلماتیک، سیاست های کاخ سفید این بار به شکلی مستقیم تحریم را برای کشورهای خاورمیانه به بار آورده است. پیمان شکنی ترامپ و بیرون راندن آمریکا از برجام منجر به وضع تحریم هایی تازه علیه جمهوری اسلامی ایران شد.واشنگتن حتی در برابر ترکیه به عنوان کشوری که شریک راهبردی خود می خواند با چماق تحریم مواجهه شده و طی هفته های گذشته کوشیده است اهدافی چون آزادی یک کشیش آمریکایی را با اعمال زور و جنگ اقتصادی به نتیجه برساند. دور تازه بروز تنش بین آنکارا و واشنگتن البته از زمان وقوع کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ آغاز شد که کاخ سفید از تحویل یکی از متهمان هدایت این کودتا به آنکارا خودداری کرد.

به این ترتیب ویژگی کشورهایی چون قطر، ترکیه و ایران را تقابل با فرایندی چون تحریم دانست. همیاری ایران و ترکیه برای تامین نیازهای قطر از آغاز حصر اقتصادی این کشور از سوی برخی همسایگان، اعلان مخالفت ترکیه با تحریم های ضدایرانی آمریکا و تقابل تهران با ریشه شکل گیری جنگ اقتصادی علیه ملل منطقه یعنی سیاست های قلدرمآبانه واشنگتن نقطه اشتراک و ضرورتی جدی را برای همراهی سه کشور و ایستادگی ایران، ترکیه و قطر پای یکدیگر به تصویر می کشد.ایران و ترکیه به عنوان قدرت های سنتی خاورمیانه با بهره مندی از مولفه های کلاسیک قدرت همچون قلمرو وسیع، جمعیت زیاد و توانایی های چشمگیر اقتصادی، سیاسی و نظامی و اتکا به مولفه های قدرت ساز هویتی، تاریخی و فرهنگی طی سال های گذشته مناسباتی را پایه ریزی کرده اند که به رغم برخی اختلافات منطقه ای به ویژه در سوریه استوار و رو به جلو بوده است.

قطر اما کشوری است که می کوشد با توجه به محذورات خود از مولفه های نوین قدرت بهره جوید از این رو با پشتوانه منابع سرشار انرژی طی سال های گذشته سرمایه گذاری های موثری را در عرصه نفت و گاز، تقویت بازارهای مالی، رسانه، صنایع نو از جمله حمل و نقل هوایی و ... صورت دهد و به موازات سیاست مستقل و عملگرایانه، چندجانبه گرایی سیاسی و دیپلماتیک را در جهت منافع ملی خود به کار گیرد.گسترش همکاری های دوجانبه و سه جانبه برای قطر، ترکیه و ایران علاوه بر ایجاد گذرگاه هایی برای عبور از مشکلات و چالش ها، برآیندی رو به توسعه دارد ضمن اینکه اشتراکاتی در زمینه آرمان قدس و دفاع از حقوق فلسطینیان، مبارزه با افراطی گری و تروریسم و پایان بخشیدن به خشونت و درگیری های سوریه و یمن سه کشور را به سوی همگرایی سوق می دهد.