پایان سلطه شب!

در دل این یلدای تاریک از روزنه ای کوچک چشم به افق میدوزم تا اثری از سپیده بیابم که مژده ی صبح فرداست…. کاش زَمهریرِ این شب دیجور از پای در نیاوَرَدم و چشمانم که دیگر در اوجِ کم سویی است به زیارت صبح بشتابد و به تماشای رقص نیلوفرها نشیند….. دیدار من اما با […]

در دل این یلدای تاریک
از روزنه ای کوچک
چشم به افق میدوزم
تا اثری از سپیده
بیابم که مژده ی
صبح فرداست....

کاش زَمهریرِ
این شب دیجور
از پای در نیاوَرَدم
و چشمانم که
دیگر در اوجِ
کم سویی است
به زیارت صبح
بشتابد و به
تماشای رقص
نیلوفرها نشیند.....

دیدار من اما
با صبح
و در آغوش گرفتنِ
‌سپیدار نیست
که مهم است !
مهم آنست که
صبح از راه برسد ،
به سلطه شب
پایان دهد
و زنجیرها را
از پای ستمدیدگان
بُگسلد....

آرزوی دیرینه ،
طلوع خورشیدِ
فرداست
و قدم رنجه ی
حضرت صبح........

✋ سلام دوستِ
چشم انتظار من.....
آدینه ات لبالب از
گرمای لب یار باد.....
عطر امیدت پراکنده
و چشمانت به جمال
حضرتش منور......

جمعه - ۲۴ فروردین ۱۳۹۷

محمد چوپان