با گورنشینان شهرم!

با گور نشینان من دردهایت را می شناسم زیرا که خانه ام در گورستان است آنجا میان شهر در گوری خزیده ای اینجا میان گور شهری نهاده اند اینجا کودکانم آغاز هر روزشان گذشتن از صراط خاک و غبار است آنجا تو شبهایت میان گور با باد رویا شنیدن است من دردهایت من شبهای رویاییت […]

با گور نشینان
من دردهایت را می شناسم
زیرا که خانه ام
در گورستان است

آنجا میان شهر
در
گوری خزیده ای
اینجا میان گور
شهری نهاده اند
اینجا
کودکانم
آغاز هر روزشان
گذشتن از
صراط خاک و غبار است
آنجا تو شبهایت
میان گور با باد
رویا شنیدن است

من دردهایت
من شبهای رویاییت
من کودکانم
در جسم و جان شان
گوری نهفته اند.

غلامرضا جعفری/ دی ماه نود و پنج/گورستان خوزستان