حکیمی و عاشورا – ۲

پیشینه هاخبراز پیش آگهی ها می دهند کارنامه سیاه بنی امیه باروی کارآمدن یزید بسی سیاه ترمی شود یزید اساسا اعتقادی به دین وآیین و وحی ونبوت ندارد طبیعی است که رویکرد چنین فردی درامرحکومت داری نیز همچون پدر سیه کار وخدعه گرش کاملا مغایر با قسط وعدل می باشدضمن اینکه اوبه راحتی و آشکارا […]

پیشینه هاخبراز پیش آگهی ها می دهند کارنامه سیاه بنی امیه باروی کارآمدن یزید بسی سیاه ترمی شود یزید اساسا اعتقادی به دین وآیین و وحی ونبوت ندارد طبیعی است که رویکرد چنین فردی درامرحکومت داری نیز همچون پدر سیه کار وخدعه گرش کاملا مغایر با قسط وعدل می باشدضمن اینکه اوبه راحتی و آشکارا احکام مسلم دین را زیر پا می نهد سپردن مقدرات مسلمین به فردی باچنین مختصاتی که حداقل صلاحیت هارا نداردحتی برای یک روز هم جایز نیست تاچه رسدبه اینکه کسی درقدوقامت حضرت ابا عبدالله الحسین ( ع)راکه میراث دار وحی ورسالت محمدی است بخواهندوادارنمایندکه حکومت اورابه رسمیت بشناسد و باانجام بیعت به وی وخلافتش وجهه ومشروعیت ببخشد

نگاهی به محتوای صریح نامه های شخصیت های معتبر و موجه کوفی همچون حبیب بن مظاهر اسدی وسلیمان بن صرد خزاعی وجهت گیری وروح حاکم بر نامه های سایرکوفیان به امام نشان می دهدکه نامه ها اصولابه انگیزه هدایت جویی ازیک سو ودادخواهی وعدالت گستری ازسوی دیگر نگاشته شده زیراظلم و فساد و تبعیض درجامعه چهره کریه خود را روزبه روز بیشتر نشان می داد

بنابراین هدف اولیه مردم کوفه این بود که تحت زعامت امامی معصوم ازمواهب مدیریتی پیامبرگونه بامحوریت دین و داد بهره مند شوند (اما شرایط دگرگون شد و آن آرمان های بلند به دلایل مختلفی همچون عدم ثبات فکری واعتقادی ،منفعت طلبی و دنیاپرستی ، ایجادفضای ترس وتهدید وارعاب وفریب وتبلیغات مسموم به ضد خودتبدیل شد)

درنامه امام حسین ( ع) به اهالی کوفه به روشنی شرایط ناهنجار ناشی از حکومت یزید به تصویر کشیده می شود و رسالت های سنگین برای اصلاح هرچه سریع تر آن شرایط سخت و ستم بار واستثمارگرانه بازگو می گردد: اما بعد فقد علمتم ان رسول الله ( ص) قدقال فی حیاته من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ، ناکثا لعهدالله ، مخالفا لسنه الله ، یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان ثم لم یغیر بقول و لابفعل کان حقیقا علی الله ان یدخله مدخله

بی شک می دانید که رسول خدا(ص) در زمان حیاتش فرمود:هرکس حاکم ظالمی رامشاهده کندکه دراثرظلم وجورمحرمات الهی راحلال شمرده وعهدوپیمان های الهی راشکسته وباسنت وسیره رسول خدامخالفت کرده ودرمیان بندگان خدا با گناه ودشمنی عمل می کند ودرمقابل چنین حاکم ستمگری هیچگونه عکس العمل گفتاری یارفتاری از خود بروز ندهد خداوند چنین انسانی را در جایگاه همان ظالم ستمگر داخل می کند و سرنوشت هر دو یکی است

و اینچنین است که امام در صدد بر می آید تا در جهت شکستن زنجیرهای ظلم و جور و تباهی و اختناق از دست و پای جامعه اسلامی وارد میدان شود و اکنون که قرار است حاصل همه خون دل خوردن ها و مجاهدت های طاقت سوز وجان فرسای نیای مکرم او و پدر شهیدش ، مادر شهیدش و برادر شهیدش و همه مجاهدان صدر اسلام برباد رود ولو با بذل نفس ونفیس به رسالت تاریخی والهی خویش درجهت جلوگیری ازچنین بدعتی ومصیبتی ، عمل نماید و شکوهمندترین و ماندگارترین حماسه تاریخ بشریت را بیافریند

حکیمی درحماسه شکوهمند عاشورا سلسله جبالی بس فرازمند از ویژگی های ممتازی ازصبر و شجاعت وغیرت وایثار و صفا و وفا وعاطفه و حریت و معرفت و مدیریت و ادب ومروت و فتوت و حکمت و درایت و مقاومت و...را در اردوگاه حسین ( ع) می بیند که پرداختن به هریک از آنها خود فصلی مفصل وبحثی مشبع می طلبد اما او که گل وجودش با یکتاپرستی و عدالت جویی سرشته شده است آن دو نقطه کانونی مورد نظر خویش را در هیات قله هایی شامخ تر ورفیع تر می یابد و همه آن مفاهیم بلند را در خدمت آنها می بیند

او در کتاب قیام جاودانه* اش دراین خصوص چنین می نویسد: "این حرکت خونین و تکان دهنده ( عاشورا ) یک انقلاب سریع و پویا بود که فاصله عبادت رادرمکه وشهادت رادرکربلاحذف کردونشان دادکه خداهنگامی به درستی عبادت می شودکه عدالت برقرارشود،باستمکاران مبارزه شود و از ستمدیدگان حمایت به عمل آید وعدالت هنگامی درست عملی می گردد که ایمان به خدا در کار باشد و به قصد پرستش خدا تحقق یابد عاشورا نقطه پیوند میان توحید و عدل است یعنی بازتاب فریاد پیامبران و باز در جای دیگری ازاین کتاب : عاشورا مشرق انوارتوحید و عدل است و توحید وعدل خورشید روشنگر ارواحند جهان همواره به دو خورشید نیاز دارد: خورشید روشنگر اجسام وخورشید روشنگر ارواح خورشیدتن وخورشیدجان"

در نگاه نافذ حکیمی عاشورا دو بخش داردشب عاشورا که حسین (ع) ویاران با وفایش شکوهمندترین صحنه های نیایش بادادارهستی را به نمایش می گذارند نمازها وتلاوت های قرآن وذکرودعا ومناجات های خالصانه وعارفانه ای که آن شب را تبدیل به نمادتام وتمام توحید ویکتاپرستی می کند ، و دیگری نیز روز عاشوراست هنگامه جهاد با لشکر سیاه بخت و پلشت بیداد در راه برقراری قسط وعدل و اعتلای کلمه حق درجامعه ، بروز و ظهور اوج رشادت ها و پیشی گرفتن از یکدیگر برای نبرد با دشمن غدار ،نمایش رزمی به غایت سلحشورانه و پهلوانانه ، آفرینش حماسه ای به غایت بزرگ وسترگ به قول سیدبن طاووس (لبسوا القلوب علی الدروع و اقبلوا کانما یتهافتون علی ذهاب الانفس. یاران حسین ( ع) قلوب خود را (وجان های خودرا) برزره های خود پوشاندند و از یکدیگر برای جان فشانی درراه امام از یکدیگر پیشی می گرفتند وبه پیش می رفتند ( همان مفهوم عارفانه بلندی که شهید والامقام سردارسلیمانی عزیز به دقت به آن اشاره کرد وعاقبت نیز جان برسرآن نهاد: تا کسی شهید نبود شهید نمی شود، شرط شهید شدن ، شهید بودن است )

درکتاب بعثت ، غدیر ،عاشورا، مهدی* ( عج ) نمونه ای از روحیه یاران امام رامی خوانیم :"وقتی آن شیر میدان کارزار عابس بن ابی شبیب شاکری ازیاران جنگاور امام حسین ( ع ) به میدان آمدربیع بن تمیم ازسپاهیان خبیث یزید گفت این شیرشیران است عابس ، هرکس به میدان اورود کشته شود عابس چون شعله آتش درمیدان می چرخید و مبارز می طلبید و هیچکس راجرات آن نبودکه در برابرش ظاهر شود عمرسعد سخت برآشفته شد فرمان داد تا گروهی به اوحمله برند و او را سنگباران کنند عابس نگریست که از هر طرف سنگها به سوی او پرتاب می شود و به جای اینکه مردانه و با شمشیر به جنگ او بیایند گروهی عظیم او را سنگباران می کنند اینجا بود که چون شیران شیر ، زره ازتن درآورد و کلاه خود از سربیفکند

وقت آن آمدکه من عریان شوم
جسم بگذارم سراسرجان شوم

بدین گونه خویشتن رادردل دریای لشکرانداخت ،چون خورشیدی دردرون ابرهای تیره ، وچون آتشی دردرون انبوه سیاهی وچون خشمی دردرون امواج تباهی" به راستی کسانی که نیل به شهادت رااوج آرزوهای خودمی پنداشتند ازچه می ترساندند؟ آنان پیشتر درنهاد خویش به لقاءالله پیوسته بودند