مویه بر موزه

بهرام براتی : موزه ی هنرهای معاصر ایران در ۲۲مهر۱۳۵۶ خورشیدی در گوشه غربی پارک بوستان فعلی تهران، با الهام از بادگیرهای مناطق کویری ایران، ساخته شد.این موزه دربردارنده بیش از۳هزار اثر هنری از هنرمندان تجسمی کشور و بیش از۴۰۰ اثر ارزشمند و بی بدیل از هنرمندان بزرگ جهان همچون، پیکاسو، پولاک، جاکومتی و….است با […]

بهرام براتی : موزه ی هنرهای معاصر ایران در ۲۲مهر۱۳۵۶ خورشیدی در گوشه غربی پارک بوستان فعلی تهران، با الهام از بادگیرهای مناطق کویری ایران، ساخته شد.این موزه دربردارنده بیش از۳هزار اثر هنری از هنرمندان تجسمی کشور و بیش از۴۰۰ اثر ارزشمند و بی بدیل از هنرمندان بزرگ جهان همچون، پیکاسو، پولاک، جاکومتی و....است با ارزشی معادل۱۰میلیارد دلار! ۳۲سال پس از آن، در اهواز نیز، موزه هنرهای معاصر ۲طبقه و با ۵ گالری ساخته شد و با ۷۰ اثر هنری از هنرمندان برجسته ی استان و کشور، که گنجینه این موزه را شکل میداد به عنوان دومین موزه بزرگ ایران، آغاز به کار کرد و موجی از امید و خرسندی را در دل اهالی فرهنگ و هنر پدید آورد. خوزستانی که ۸سال، بوی باروت و طعم زخم گرفته بود آرام آرام و امیدوارانه داشت لبخند را دوباره تجربه می کرد. زیرا موزه، یک پدیده اجتماعی، هنری، تاریخی است و باید در خدمت جامعه باشد و نقش بزرگی در توسعه جامعه، تبادلات و تعاملات اجتماعی و فرهنگی را بر عهده بگیرد. پیوندی عمیق و ناگسستنی با هنر و حس جاودانگی و زیبایی را برای مردمی بیافریند که جنگ را از سر گذرانده بودند.در تعمیق هویت ملی و تاریخی مردم این سرزمین بکوشد و ریشه های ملی و تاریخی و مذهبی مردم را به هم پیوند دهد و همگرایی و همدلی را ارج بگذارد و از واگرایی و هرگسست تاوان زایی جلوگیری کند.زیرا که میراث هنری و فرهنگی هر سرزمینی، یکی از موثرترین و مهمترین نمودهای هویت بخش جامعه است و پاسداری و نگاهبانی از آنان، موجب پایداری و توسعه ی فرهنگی می گردد.خودآگاهی و اعتماد به نفس را در نسل جوان می زاید. اما سوگمندانه باید بر موزه اهواز مویه کرد زیرا که در قراردادی عجیب، در سال۱۳۹۴ برای مدت زمان۷سال به شخصی واگذار شده که امروزه وضعیتی دردناک دارد و خود آیینه و موزه ی عبرت ناکارآمدی و عدم نظارت و شفافیت و ایفای تعهدات است!

بدون تردید اگر دستگاههای نظارتی، بدور از هرگونه مماشات در پرونده ی قرارداد۷ساله موزه ورود کنند موارد دردناک تر بیشتری خواهند یافت. امسال که شعار شورای بین المللی موزه ها در سراسر جهان با عبارت "آینده موزه ها، بازیابی و بازاندیشی" مطرح شده است. در اهواز اما، این پیام روشن و روشنی بخش، رنگی واژگونه به خود دارد! و موزه اهواز به پایان خودش، نزدیکتر می گردد.

زیرا به خاطر سوء مدیریت نه تنها هیچ توسعه و بهبودی نداشته است بلکه شوربختانه، تمام امکاناتی که به خون دل، در این مجموعه گردآوری شده بود به تاراج رفته و نابود شده است و موزه، خسارات پیدا و پنهان بسیاری را متحمل گرده که در روزهای آینده از آن بیشتر خواهیم شنید. کسانی که زمینه ساز این تخریب و شرایط دردناک موزه هنرهای معاصر اهواز بوده اند باید پاسخگوی وضعیت فعلی باشند تا افکار عمومی بیشتر آگاه شوند که بر سر این مجموعه، چه آمده است.

زیرا که این مجموعه از اموال عمومی مردم به شمار می رود! قراردادی خارج از قاعده و الزامات حقوقی و کاملا سطحی و سرشار از ایرادات حقوقی که، حتی فسخ آن را منوط به رضایت طرفین قرارداد نموده است! به هر شکل، امید است دستگاههای متولی، هرچه زودتر نسبت به پیگیری و اعاده ی حقوق عمومی اهالی هنر و همه شهروندان خوزستانی، اقدام نمایند و نگذارند این موزه بیش از این، ویران و نابود گردد.