سوم خرداد عید گمنامان / امیدحلالی

امید حلالی: ما ایرانیان در تاریخ پر فراز و نشیب مان حماسه کم نداشته ایم.ایرانی با هر روحیه ای برای دفاع از آیین و میهن هیچ گاه کم و کسر نگذاشته و در این میان سهم مردمان بی نام و نشان وصف ناشده بیشتر از سرداران شناخته شده بوده است.با این وصف بی اختیار به […]

امید حلالی: ما ایرانیان در تاریخ پر فراز و نشیب مان حماسه کم نداشته ایم.ایرانی با هر روحیه ای برای دفاع از آیین و میهن هیچ گاه کم و کسر نگذاشته و در این میان سهم phpThumb_php_5-219x300مردمان بی نام و نشان وصف ناشده بیشتر از سرداران شناخته شده بوده است.با این وصف بی اختیار به یاد آن پیر فرزانه و پسران رشیدش می افتم که به هنگام حمله فوج مغول ترجیح می دهند به جای فرار کردن و جان از تهلکه به در بردن در کلبه خود بایستند و به قدر لحظه ای هم شده در مقابل آن فوج جرار برای و بخاطر آب و خاک شان مقاومت کنند، هنوز طنین صدای گرم محمدرضا رهگذر در قصه های ظهر جمعه یعنی راوی این روایت درست به یادم است و آن عصر را .عصر کودکانگی آوارگی را که برای خرید تنقلاتی در مغازه ی کاسب محل رفته بودم. مغازه ی مش رمضان. و آن آوای گرم بناگهان وصف ناپذیر از رادیوی ترانزیستوری اش : خونین شهر آزاد شد.و دیگر هلهله بود و یزله. شیرینی بود و شاباش. اشک بود و شوق. و ممد نبودی بود و قوافل قرنفل و شقایق و آذین حجله های در هر کوچه چند تا. و انگار ترمیم سقف ویران خانه مان بود که از روز سوم جنگ وادارمان کرده بود به هجرت...

و خونین شهر کجا بود. قبله ی دل عاشقان و مظلومان بود . آرمان ایرانیان وطن خواه دین مدار در همه ی اعصار . اهتزاز سرافرازی ایران و ایرانی بود. به رخ کشیدن غیرت و حمیت و دلاوری بود. و لبیک به ندای آسمانی آن پیر فرزانه و رهبر بی بدیل که خرمشهر باید آزاد شود! آزادی خونین شهر ، آزادی خاک اهوارایی بود از چنگال اهریمن زشت خوی. سند سرافرازی خوزستانی ها و قوم وفادار عرب بود که به همه شعارهای ناسیونالیستی بعثی ها با خون خود نه گفتند و ثابت کردند که برای دفاع از کشور چقدر ثابت قدم و استوار اند. و این عزت برای شهر مقاومی ماند که خرم اش را ستاندند و به خون اش نشاندند. و حالا حماسه سازان دیگری باید بیایند که دشمنان اکنونی یعنی فقر و بیکاری و معیشت نه در خور را بیرون کنند که اگر غیر این باشد روی سرخ شهیدان وطن به حشر می ماند و روی تیره آنان که باید...