مقایسه بازسازی مناطق جنگ زده در دو نمونه آلمان و خوزستان/امید حلالی

نگاهی به تجربه بازسازی آلمان پس از دو جنگ اول و دوم جهانی نشان می دهد که این کشور داعیه دار ابرقدرتی که در هر دو جنگ عالمگیر با نابودی زیرساخت ها و نزول کامل قیمت ارز خود مواجه شد با همت و تدبیر عالی و مثال زدنی مردم و دولتمردان توانست در کمتر از […]

نگاهی به تجربه بازسازی آلمان پس از دو جنگ اول و دوم جهانی نشان می دهد که این 9302x06x0x26845کشور داعیه دار ابرقدرتی که در هر دو جنگ عالمگیر با نابودی زیرساخت ها و نزول کامل قیمت ارز خود مواجه شد با همت و تدبیر عالی و مثال زدنی مردم و دولتمردان توانست در کمتر از دو دهه با پس زدن فشارهای بین المللی دول پیروز، افسردگی مفرط ملی پس از شکست در جنگ و از هم پاشیدگی خانوارها، تجزیه کشور به دو کشور شرقی و غربی با نظام های متعارض ایدئولوژیک و ... سر از خاک شکست و مذلت و پریشانی روزگار برگیرد و در حالی که مساحتی در حدود یک/پنجم ایران و هم اکنون جمعیتی 82 میلیون نفره دارد و از طرفی به شدت با کمبود منابع و معادن طبیعی مواجه است چنان که دومین کشور وارد کننده دنیا است چرا که شدیداً به واردات مواد اولیه متکی است و در عین حال بزرگ ترین صادر کننده کالا (از نظر درآمد) به حساب می آید اما چنان خود را بسازد که مجدداً به گروه ابرقدرت ها بازگردد، سال 1990 دو بخش غربی و شرقی را با فروریختن دیوار برلین متحد ساخته و هم اکنون خود را به عنوان یکی از اعضای متنفذ سازمان ملل متحد، ناتو، کشورهای گروه هشت و گروه پنج و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا مطرح سازد.
یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان، ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا، موتور اقتصادیِ حوزه پولیِ یورو از دیگر عناوین این جمهوری فدرال است به نحوی که بانکداری و امور مالی از منابع مهم درآمد ارز خارجی است و شهر فرانکفورت یکی از مراکز اصلی امور مالی و تجاری در جهان و مقر بانک مرکزی اروپاست که این دستاوردها مشخصن در ورزش و تولید علم نیز جریان دارد.
آلمان با بازار اقتصادی و نیروی کار مجرب، موجودی سرمایه بزرگ، سطح پایین فساد، و سطح بالا از نوآوری، بزرگ ترین اقتصاد ملی در اروپاست که جزو چهار تولید کننده بزرگ به حساب آمده و از بین ۵۰۰ شرکت بزرگ دنیا «از لحاظ سرمایه» ۳۷ واحد در آلمان مستقر می‌باشد و حدود ۱۰۰۰ واحد از شرکت‌های کوچک و متوسط تخصصی رهبران بازار جهانی در بخش خود هستند.
اگر جنگ و به تبع آن بازسازی را برای همه کشورهای عالم جزو سرنوشت های محتوم در دوره های مختلف تاریخی فرض کنیم بنابراین باید پذیرفت که این واقعه فقط برای ما نیست و منافع و دیدگاه های متعارض آشتی ناپذیر و لاجرم، در نظام بین الملل و منطقه فراوان اتفاق می افتد.
گره زدن مشکلات امروز جامعه ایرانی به میراث مادی 8 سال دفاع از آب و خاک و نظام سیاسی و انقلاب مردم که در تحلیل و نظر بسیاری کارشناسان و مدیران و مسئولان ارشد کشور در 7 دولت پس از جنگ به وفور دیده می شود به نظر می رسد که یک توجیه ناکافی و غیر مستدل با وجود نمونه های موفق مقایسه ای دیگر در دنیاست در حالی که دفاع شهدا، رزمندگان، جانبازان، آزادگان و ایثارگران و پشتیبانان جبهه ها آن قدر «انرژی معنوی» برای جامعه ایرانی به فاصله کوتاهی پس از انقلاب ساخت که تا سال ها می شد و می توان از آن برای آبادی کشور بهره های لایزال و تمام نشدنی برد.
تجربه ناموفق بازسازی کشور که پیش از آنچه از آن مراد و هدف اقتصادی بلند مدت و پایدار حاصل شود، به بهره برداری های سیاسی و مرتبط ساختن آن با انتخابات های ریز و درشت و متنوع هر ساله نیل داشت چنان وضعیت اسف باری از اقتصاد کشور و مناطق درگیر جنگ ساخته که نه تنها تا کنون جبران نشده و التیام نیافته بلکه روز بروز بیشتر از حوزه اقتصاد و زیرساخت های آسیب دیده به حوزه فرهنگ و اجتماع سرایت کرده و منجر به رشد فزاینده شاخصه های رعب آور در نابهنجاری های فرهنگی اجتماعی گردیده است به طوری که اخبار هر از چند گاه از نوع و کیفیت قتل ها و کودک آزاری ها خاصه در شهرهای آسیب دیده از جنگ (ن.ک به ماجراهای قتل های سریالی زنان در آبادان و ماهشهر/ کودک آزاری اخیر در آبادان و زنده بگور کردن 2 کودک در شادگان توسط پدر/ کودک ربایی به قصد باجگیری از فرزند شورای شهر بندرامام و کیف قاپی و موبایل ربایی و سرقت های هر روزه در اهواز) خود بیانگر عقیم ماندن ظرفیت ها و آسیب زدایی نشدن از فرهنگ عمومی در سایه بی توجهی به رشد اقتصادی و خدمات و رفاه عمومی و بهره وری است.
مقایسه نمونه های پیش آمده و فجایع جنگ در آلمان و ایران البته کفه را به نفع فجایع پیش آمده در جنگ دوم جهانی آلمان سنگین تر می کند به نحوی که در گزارش های نوشته شده از روزهای اشغال برلین توسط متفقین و قوای روس صحنه هایی انشاء شده که شاید بیرون از حد تصور باشد مثل تجاوز به زنان و دختران در خیابان توسط سربازهای روس یا تجاوز به زنان در خانه های خود و در جلوی چشم فرزندان آنها و ... سلاخی وحشیانه سربازان آلمانی که بی امید به پیروزی می جنگیدند و .... که می توان حدس زد پس از شکست آلمان در جنگ آن جامعه دچار یک شکست و فروپاشی فرهنگی نیز گردید البته شکستی که دیری نپایید و در طی دو دهه به شکوفایی اقتصادی مبدل شد.
اذعان به ضعف جبهه خودی بدون آوردن توجیه و عذرتراشی و انگ زدن به منتقدان، بکار بستن اهتمام ملی و جهادی همان طور که در جنگ، برای بازسازی تا آخرین آجر و تا زوایای پنهان روحیات خسته و مجروح آخرین شهروند با بهره گیری از نظر خبره ترین کارشناسان داخلی و حتا بین المللی و محدود نکردن دایره مدیرانی که می بایست بازسازی و جهش رشد فیزیکی، مادی، معنوی جامعه را به ارمغان آورند در صف بومی ها، اکتفا نکردن به بازسازی مناطق بلکه باور به اینکه مناطق مورد طمع دشمن مناطقی با بهره وری و ظرفیت بالا بوده اند که این همه خسارت برای هجمه و دفاع از آنها به بار آمده است و تبدیل آنها به بازارهای ملی و منطقه ای مولد سرشار و ایجاد شیب در بازار منطقه برای جذب سرمایه و گردش مالی و ایجاد صنایع سودآور، خواسته های بحق کسانی است که اکنون در اثر سوء مدیریت و عدم اهتمام به بازسازی و رونق و دادن جایگاه لازم مورد تهدید فقر، ناهنجاری، بیکاری و نارضایتی از وضعیت موجود و فاصله ای عمیق تا رسیدن به وضعیت مطلوب هستند.
نگاهی به بازسازی نیمه تمام خوزستان و وعده های مکرر محقق نشده در مورد اختصاص بخشی از فروش نفت مثل اختصاص 2 درصد برای تکمیل زیرساخت ها و سپس آو?دن تبصره های مختلف کاهنده در حالی صورت می گیرد که آلمان پس از اتحاد، برنامه های منظمی را در یک فرایند طولانی مدت 30 ساله برای نوسازی و یکپارچه سازی اقتصاد شرق کشور خود طراحی و اجرا کرده که تا سال 2019 با اختصاص و انتقال سالیانه 80 میلیارد دلار از غرب به شرق ادامه دارد.به نظر نگارنده اذعان و پذیرفتن وضعیت نامطلوب کنونی - خاصه از طرف مسئولین و متولیان - در جهت اتمام بازسازی مادی و معنوی و اهتمام ملی و جهادی و همگانی گام نخست بسنده نکردن به بازسازی ناتمام فعلی و رسیدن به مرزهای شکوفایی منطقه ای است.
اختصاص حداکثر مشوق ها، تخفیفات، تسهیلات ارزان قیمت بانک ها و معافیت های مالیاتی و عوارض  برای سرمایه گزاران به منظور جلوگیری از مهاجرت نخبگان و صنعتگران و طبقه متوسط و حتا ایجاد مهاجرت معکوس می تواند از راهبردهای موثر دولتمردان در خصوص مناطق جنگ زده باشد.
ساختن یک مدل کوچک از آلمان اقتصادی مرفه و مولد و برخوردار و با گردش مالی بالا با جذب سرمایه های چند ملیتی و بین المللی در مناطق مورد طمع جنگ زده در خوزستان و ایلام و با استفاده از تجربیات ارزنده آن کشور و کشورهای دارای پروسه بازسازی موفق نه آرزویی دور و دراز است نه تحقیر مدیران سابق و لاحق. جبران مافات است و به جای آوردن شکرانه این همه نعماتی که خداوند به ما در این منطقه از کشور ارزانی داشته و خون شهدا و زحمات ایثارگرانه وجود آنها را برای ما و نسل های آینده بیمه کرده است.