عروس زایر جاسم – قسمت اول

توفیق بنی جمیل: همه از زن و مرد و کودک و جوان سوار بر مشحوف(۲) هاى خود دست می زدند شادی می کردند و آواز می خواندند. زایر جاسم پدر داماد نیز هر چند دقیقه یک بار با تفنگ” ام اعریف”(۳) خود تیری به هوا شلیک و این گونه ابراز شادی می کرد. مردی با […]

توفیق بنی جمیل: همه از زن و مرد و کودک و جوان سوار بر مشحوف(۲) هاى خود دست می زدند شادی می کردند و آواز می خواندند. زایر جاسم پدر داماد نیز هر چند دقیقه یک بار با تفنگ" ام اعریف"(۳) خود تیری به هوا شلیک و این گونه ابراز شادی می کرد. مردی با محاسن سفید و سر و رویی مرتب بود. دشداشه(۴)، چفیه و عبای سیاه چاسبی بر تن داشت. زنان هم با شنیدن صدای تیر تفنگ زایر جاسم و دیدن شادی او و وقار و شخصیت داماد که چیزی از پدر کم نگذاشته و پسر چهارم زایر جاسم به شمار می رفت و انگار که بیشتر انرژی می گرفتند کٕل می زدند و با صدای رساتری ترانه می خواندند:

یشایله الکاره.. هله یمه و هله
حطی استراحی.. هله یمه و هله

دربچ خطر و بعید.. هله یمه و هله
هلیله باتی.. هله یمه و هله

هُور هم هم نوا با مردمانش به شادی در آمده بود. بازتاب رنگ آبی آسمان بر تن هور آن را سر تا پا آبی پوش کرده بود. در آن بالا هم تکه ابرهای سفید که به چهلچراغی می ماندند که از بالا آویزان بودند آسمان آن روز هور را زیباتر کرده بودند. پرندگان(۵) برهان، بشخت، انگوض، اخضیری، ام سکه، حذافه، مصوه، شیجه، بربش، اصلنده، دیایت ماى والبطه همراه با لک لک ها، مرغابی های وحشی، غاگه و دیگر پرندگان نیز صدایشان درآمده، شادی می کردند و با صداهای مخصوص به خود آواز می خواندند و به خانواده ی عروس و داماد تبریک می گفتند. ماهی های(۶) بٕنٓی،گطان، شلج، حمور، شوچی، اوشین، حمری و شبوط هم همین طور. در جای جای هور و اطراف مشحوف ها به وضوح می توان حرکت آن ها را دید که چگونه تا نزدیکی های سطح آب بالا می آمدند یا پرش کوچکی انجام می دادند شادی می کردند و دوباره به زیر آب می رفتند.

صبح هنگام و از وقتی که زایر جاسم و همراهانش به قصد آوردن عروس پسرش از روستای خود بیرون زده بودند مدتی گذشته و کم کم به ظهر نزدیک می شدند. باید بعد از صرف ناهار نزد خانواده ی عروس خیلی زود با عروس به روستای خود باز می گشتند تا مقدمات استقبال از میهمانانش را فراهم کنند. زایر جاسم چند "شفج"(۷) را سر بریده و دعوتی بزرگی تدارک دیده و علاوه بر مردم روستای خود سایر سرشناسان، دوستان و قوم و خویش های دور خود را نیز دعوت کرده بود.

به روستای عروس هم چیزی نمانده بود. در بالا دست آن ها و درست پشت نیزارهای سر سبز و بلند، متراکم و سر به فلک کشیده قرار داشت. کم و بیش صداهای مردم آن جا به گوش زایر جاسم و دیگران می خورد. دود تنورهای آن ها نیز از پشت نیزارها بالا کشیده و مردم یا در حال پخت نان یا کباب کردن ماهی هایشان بودند...

ادامه دارد...

 

پی نوشت ها: 

(١) ترانه ى محلى مردم عرب اهواز
(٢) کوچکتر از بلم که بدست مردم عرب ساکن هور ساخته می شود. سابقه ی تاریخی آن به عهد عیلامیان و سومریان بر می گردد. قبلاًها با چوب و نی هور ساخته می شد و در اواخر با آلومینیوم ساخته می شود و به آن "چینکوه "نیز می گویند.
(۳) اسلحه ی "ام عریف" یکی از اسلحه هایی بود که در زمان های قدیم مورد استفاده قرار مى گرفت. از دیگر اسلحه های رایج در آن زمان می توان به تنبل،برنو، طرما، باشتاوا، الشرطیه، موزر، و ام دیچ نیز اشاره کرد.
(۴) دشداشه، بالا تنه ی بلندی است که مردان عرب بر تن می کنند. چفیه هم بالاسری مردان عرب است و دارای تنوع رنگ سیاه و سفید و قرمز چهارخانه ای و یا سفید خالص می باشد. عبا هم بالا تنه ای است که از پشت به کتف آویزان می شود. نوع گران بهای آن" وبر" نام دارد و از پشم شتر تهیه و در چله ی زمستان استفاده می شود. نوع چاسبی آن هم شامل نوار طلایی درشت در قسمت بازشو و نوار طلایی باریک روی آستین ها می باشد و از زمان شیخ چاسب فرزند ارشد شیخ خزعل نزد مردم عرب اهواز رواج و به مردم عراق و سایر مناطق رسید و مورد استقبال قرار گرفت.
(۵) پرندگان طبیعت هور
(۶) ماهی های هور
(۷) به نر دو سه ساله ی گاومیش "شفج" و به ماده ى آن با همین سن و سال "حولیه" می گویند.