رینگ

دکتر فاضل خمیسی : قدیما فقط بچه پولدارها میتوانستند دوچرخه داشته باشند ، امثال ما «رینگ» داشتیم.. رینگ های دوچرخه که با تکه چوب یا سیمی آنها را میغلطاندیم ! و چه کیفی داشت ، بخصوص وقتی سرعت می گرفت . سیم ها را بشکل عدد (۲) در میآوردیم و حکم فرمان رینگ را داشت. […]

دکتر فاضل خمیسی : قدیما فقط بچه پولدارها میتوانستند دوچرخه داشته باشند ، امثال ما «رینگ» داشتیم.. رینگ های دوچرخه که با تکه چوب یا سیمی آنها را میغلطاندیم ! و چه کیفی داشت ، بخصوص وقتی سرعت می گرفت . سیم ها را بشکل عدد (۲) در میآوردیم و حکم فرمان رینگ را داشت. تا رمان غروب و بازی کردن با رینگ مشکل نبود ، اما اجازه نداشتیم رینگ را به درون منزل ببریم ، بله یک اقدام ممنوعه بود که کل زندگی مان را به خطر میانداخت !

این ممنوعیت به خاطر مسائل بهداشتی نبود، بلکه میگفتند رینگ ها ، فُگرات و بدبختی میارن و جلوی رزق و روزی را میگیرند، حتی یه روز جبار که رینگ نو و بدون تابش را دزدکی به خونه برده ، فردایش پدرش که بنای ماهری بود از روی چوب بست افتاده و دست و سرش شکسته و تا دو ، سه ماه بدون خرجی مونده بودند ، خلاصه ، نمیدانم ، اولین ابداع کننده ی حفظ و صیانت و جلوگیری از دزدیدن و دعواهای آنموقع در رابطه با رینگ ها چه کسی بود ، اما فکر کنم ، روشش تا سالیان زیاد و تا قبل از خلق اینترنت و فضای مجازی کاربرد داشت...

غروب که میشد ، هر کدام از «بچه های رینگ دار» قبل از داخل شدن به منزل ، رینگ خود را به دیوار تکیه و با پایین کشیدن کش زیرشلواری بر روی رینگش ادار می کرد ..

تقریباً همه می دانستیم که رینگ های تکیه به دیوار آغشته به ادارند و این بود که بچه های کوچه اصلا بر سر رینگ و جابجایی یا دزدیده شدن آن با هم دعوایی نداشتند، امّا یه صبح ، وقتی همه ی ما صورت نشسته و سیم به دست برای رینگ بازی در کوچه آماده میشدیم ، جبار را دیدیم که با یک دوچرخه ی فرمان بلند که آنموقع به آن جوانان میگفتند ، از منزل خارج شد .. بعدها گفتند وقتی پدرش پایش شکست و نتوانست بنایی کند ، خود تبدیل به پیمانکار و درآمدش چندین برابر شد ..حتی کم کم جبار زرنگ کلاسشان شد و می گفتند شعر هم می‌گوید ..