باج گیری رسانه ای:دکان دونبشه در خوزستان!

اینکه بتوانی چهره ی موجهی برای خود دست و پا کنی و معروف شوی و مورد توجه قرار بگیری و از آن سو کانالی برای پر کردن جیب خود دست و پا نمایی اخیرا به مدلی در حاشیه شخصیت پاره ای از افرادی که جدیدا وارد حوزه رسانه شده اند ، تبدیل شده است! اولین […]

اینکه بتوانی چهره ی موجهی برای خود دست و پا کنی و معروف شوی و مورد توجه قرار بگیری و از آن سو کانالی برای پر کردن جیب خود دست و پا نمایی اخیرا به مدلی در حاشیه شخصیت پاره ای از افرادی که جدیدا وارد حوزه رسانه شده اند ، تبدیل شده است!
اولین بار مدتی قبل با شکایت دانشگاه علوم پزشکی اهواز از یک فرد این معضل در خوزستان بر سر زبان ها افتاد و تَق آن درآمد که مدیر سابق روابط عمومی استانداری خوزستان از سر خیرخواهی تلاش نمود جوانی را که سابقا به شغل شریف مرغ فروشی مشغول بوده جهت استخدام در روابط عمومی آنجا معرفی نماید.مدیریت دانشگاه وقتی مطلع شد که نامبرده هیچ سررشته کار رسانه ای ندارد و صرفا برای توجیه دانشگاه علوم پزشکی برای استخدامش هول هولکی مبادرت به اجاره یک سایت نموده ،متوجه شد که فرد یاد شده فاقد کارایی است. بنابراین طبیعتا با استخدام او مخالفت نمود.این مساله مثل بمبی روان جوان مورد نظر را پریشان کرد و به عکس العمل واداشت و در توییتر و در سایت و فضای مجازی بنا بر توهین و تهمت را علیه مدیریت دانشگاه علوم پزشکی اهواز گذاشت که حاصلی بجز تابلو شدن و معرفی به عنوان یک باج گیر هم برایش فراهم ننمود.
در مرحله‌ی دیگر و از آنجایی که نامبرده در زمان استاندار قبلی رفت و آمدی به استانداری یافته بود تلاش کرد از این وجاهت برای گرفتن حکم مشاور شهردار خرمشهر بهره مند شود که با مخالفت مدیرکل امور شهرداری ها در استانداری، مواجه گردید.
وقتی این جوان جویای نام از این توبره هم چیزی برایش نماسید و حس کرد که مدیرکل مزبور برایش سدی شده است مبادرت به ضبط صدای وی نمود تا بدین ترتیب نامبرده را زیر فشار قرار داده تا او مجبور گردد ، حکم مشاور شهردار خرمشهر را برایش هدیه نماید وگرنه.....!
با این دو شکست فرد مذکور که از سوی برخی افراد حاضر در روابط عمومی استانداری خوزستان هم حمایت معنوی می‌شود باید بیاد داشت که در دولت قبل مسئولیت پروژه بیلان دولت قبل را برعهده گرفت.برخی از خبرنگاران را دعوت نمود اما هرچه کاشتند را خودش درو نمود و یک میلیارد برد و چیزی به خبرنگاران نگون بخت نرسید!
بعد از این نامبرده متوجه شد که بسیاری در کمین وی هستند لذا با کمک اصغرآقا غرفه دار میدان میوه و تره بار الغدیر دفتر و دستکی برایش در پادادشهر دست پا شد و با تعیین دستمزدی هم وی را از آن شرایط زیر فشار خارج نمود.
در همین گیرودار او بواسطه دسته گلی که در استانداری به آب داده بود از آنجا اخراج گردید و مهر اخراجی بر پیشانی اش حک شد هرچند که یاران معنوی وی به انواع شیوه ها هوای وی را هم اکنون هم دارند.
البته داستان اخراج وی که سابقا و در دولت قبلی خود را یک اصلاح طلب دو آتیشه جلوه داده بود و تلاش داشت در مقطعی طوماری برای رفع حصر آقایان :موسوی و کروبی را هدایت نماید، برایش مانع شده بود زیرا در دولت اصول گرا وی را با شک و تردید نگاه می کردند و هرچه به در می زد که :
- به پیر و پیغمبر من اصلاح طلب نیستم،
جوابی برای استخدام نمی گرفت!بنابراین تلاش نمود دفتر جدیدی هم با کمک و اسپانسری یکی از پیمانکاران شهرداری اهواز بنام :《 م-نر.‌‌..》 در امانیه تدارک نماید تا در جهت منویات این پیمانکاری شرکت‌ها و ادارات مورد نظر وی منجمله فولاد و اداره راه و شهرسازی را تحت فشار قرار دهد.
ناگفته نماند که مرغ فروش سابق و خبرنگار نمای جدید در پاره ای از پروژه های خویش منجمله حمایت از یکی از نامزدهای کشتارگاه اهواز به نتیجه و دستاوردهای مالی البته با کمک خانم....خبرنگار خبرگزاری....که اتفاقا فامیل آن فرد مورد نظر بود به اقبال مالی رسیده بود و نتیجه آن پنجاه میلیون ناقابل شد که به حسابش سرازیر گشت!
بنظر می رسد اکنون باج گیری دسته جمعی که برخی از مرتبطین خبرگزاری های دفاتر اهواز و یا کارمندان روابط عمومی استانداری خوزستان هم در آن دخیل هستند نقطه عطفی است که می تواند کارنامه سالم جامعه رسانه ای خوزستان را به دکانی دونبشه تبدیل و چهره آنها را در نزد مسئولان و مدیران خوزستانی لکه دار نماید لذا اقدام به حدف این تیپ افراد نوکیسه و شغل عوض کرده، ضروری ترین وظیفه خبرنگاران و مدیران رسانه های خوزستانی است.افرادی که تلاش می کنند از هر ابزاری منجمله ایجاد انشقاق قومی برای رسیدن به اهداف سیاسی،شغلی و مالی و مدیریتی سواستفاده نمایند‌.هرچند که بر طبق گفته هایشان در جلسات خصوصی قصد پناهندگی یکی از آمال و اهداف آنهاست اما ایجاد زخم هایی در بدنه اقشار و صنوف مختلف از سوی این افراد مشکوک و شاید نفوذی بسیار حائز توجه و اهمیت است.