ریزش برج آرزوهای عبدالباقی در آبادان نمایِ آشکارفساد و مدیریت فَشل در خوزستان است…؟

محمد شریفی: از حسن بصری پرسیدند،که «چه‌گونه‌ای؟» گفت: «چه‌گونه بُوَد احوالِ کسی که در دریا بوَد و کشتی بشکند و هر کسی بر تخته‌ای بماند؟».گفتند: «صعب.»[ است.]گفت: «حالِ من چنان است.اگر از هر آبادانی پرسش شود که حالتان چگونه است؟ با سوزی دردناک همین خواهند گفت که حسن بصری در قرن دوم هجری فریاد زده […]

محمد شریفی: از حسن بصری پرسیدند،که «چه‌گونه‌ای؟» گفت: «چه‌گونه بُوَد احوالِ کسی که در دریا بوَد و کشتی بشکند و هر کسی بر تخته‌ای بماند؟».گفتند: «صعب.»[ است.]گفت: «حالِ من چنان است.اگر از هر آبادانی پرسش شود که حالتان چگونه است؟ با سوزی دردناک همین خواهند گفت که حسن بصری در قرن دوم هجری فریاد زده است.حکیم انوری در بیان رنج و دردی که روزگار بی مروت بر ایشان روا کرده است،می گوید:

هر بلایی کز آسمان آید //گرچه بر دیگری قضا باشد

بر زمین نارسیده می پرسد //[ خاک خوزستان ]کجا باشد؟

من‌ در اینجا با اجازه شاعر ، شعرش را دستکاری کردم "خاک خوزستان" را با "خانه انوری" عوض کردم.‌تا بهتر بتوانم رنج و اندوه و قصه غمبار خوزستان را به تصور و تصویربکشانم، بخدا دیگر بلایی نمانده که بر خوزستان نباریده باشد،الا ،فوران آتشفشان، که اگر این فقره رخ نداده است به این علت است که رشته کوههای این دیار پیر و فرسوده اند.
فاتحان پاستور[ کاخ ریاست جمهوری] هر کدام در دو دوره چهار ساله، آمدندو رفتند،در‌ حین سفرها و حضرها به خوزستان وعده ها دادند،بهار کاشتند، اما به تهران که رسیدند خُلف وعده هاکردند.روز دوشنبه دوم خرداد ۱۴٠۱ برج ده طبقه متروپل در آبادان قبل از مرحله افتتاح و بهره‌برداری فرو ریخت و عده ای از هموطنان در زیر آوار گرفتار شدند. خبر چون‌ باد و طوفان توفنده در فضای مجازی پیچید و رگبار پیام های تکمیلی با نشانه هایی از حسین عبدالباقی همراه با القابی چون: سلطان ظاهرسازی و باند بازی و پول پاشی ، سلطان آبادان و اروند، پسر آجیل فروش خیابان زند.... و پیام هایی از این دست چنان باریدن گرفت که افکار عمومی در بهت و اندوه بلاتکلیفی و تاسف و تاثر فرو رفت.براستی عبدالباقی کیست؟ و چرا خشم های فرو خورده مردم آبادان با این وسعت در فضای مجاری سر باز کرده است؟

عبدالباقی کیست؟ که صدها قطعه زمین مرغوب به ایشان واگذار می شود؟ از جمله:"واگذاری “زمین زندان آبادان” به مساحت چند هزار متر در بهترین نقطه احمد آباد، واگذاری “زمین بیمارستان ۵۰ تختخوابی” به مساحت چند هزار متر در بهترین نقطه احمدآباد، واگذاری “زمین کنار هتل نخل” در بهترین نقطه تفریحی آبادان به مساحت چند هزار متر، “واگذاری زمین خیابان دبستان” در بهترین نقطه منطقه مرکزی شهر به مساحت چند هزار متر، اعلام واگذاری “زمین بازارچه بانوان” به مساحت بیش از هزار متر در خیابان دبستان، واگذاری “زمین تجاری تفریحی ساحلی” به مساحت چند هزار متر در مسیر ساحلی آبادان، واگذاری “زمین درمانگاه ۵ مهر” به مساحت بیش از هزار متر، واگذاری “زمین پست برق” به متراژ .....این همه زمین چگونه به حاج حسین واگذار شد؟ چه کسانی به حاج حسین این همه پر و بال دادند که هیچکس نمی توانست جلوی بلندپروازی هایش را بگیرد؟حسین عبدالباقی کیست که در مدح و ستایش ش قلم های زهرآلود چرخیدند،انوشه ها هورا کشیدند، مسئولان شهر مدالش دادند، محض خاطرش روی نظر نظام مهندسی خط بطلان کشیدند؟نماینده ها در سکوت و سکون...‌عبدالباقی کدامین کارخانه و کارگاه را بنیاد نهاد که سلطان کارآفرین لقبش دادند؟مردم آبادان همه ی اینها را می دیدند، مردمی که ۸سال به تاسی از امام ( ره)خود ، مجاهدت و مرزبانی کردند،خون دادند، حصر آبادان‌را شکستند.ارتش بعث دولت افلقی عراق را در تصرف یک وجب از خاک آبادان و اروند ناکام کردند. ،عزیز دادند، حماسه ها رقم زدند، خانه و کارخانه و کاشانه از دست دادند،سزایشان این نبود که شهرشان مرکز جولان عبدالباقی ها بشود.

چه شده است که خوزستان بطور عام و آبادان و اروند و خرمشهر بطور خاص، تیول عبدالباقی های پنهان و آشکار شده است؟ فروریختن برج آرزوهای حاج حسین عبدالباقی شاید نشانی از قهر طبیعت باشد. تا چهره فساد و تباهی و تبانی عیان گردد.اگر سلطان اروند طمع زیادی نمی‌کرد و سه طبقه اضافه بر مجوز اضافه نمی کرد، می‌توانست برج‌های بلندتری بسازد بدون آنکه آب در شکمش تکان بخورد. به هر تقدیر متروپل فرو ریخت،ماهیت بده و بستان ها و تبانی و فساد و سوءمدیریت ها چون آفتاب دلیل آفتاب اظهر من الشمس شد.الان وقت چاره اندیشی است، وقت بررسی دقیق ریشه های فساد است.

اگر چاره اندیشی اساسی نشود خیل عبدالباقی‌های باقی‌ مانده،شرافت انسانی و سجایای اخلاقی را در زیر آوار برج های بلند خود مدفون خواهند کرد.خوزستان و آبادان در حسرت وعده ها،افول داشته ها،محو خاطره ها، طعنه های شور،زخم های کهنه،کارون خشکیده، مردم رنجیده، ریزگردهای ویرانگر، سیلاب های بی امان، سد گتوند بر گنبد نمک، انتقال سرشاخه های کارون ،چهارصد روستای تشنه، جاده ها مرگ، خیابان های چاله چوله، فاضلاب های رها شده،تعطیلی ادارات به بهانه ی ریزگردها، کار و کسب بی رونق .اعتبارات هدر شده در پروژه ریزگردها و فاضلاب و...،

پایان سخن ، برج دوقلوی متروپل و هلدینگ عبدالباقی نه اولین است و نه آخرین ... در یک کلام تنها راه نجات خوزستان ریشه کن کردن فساد و طرد مدیران کوتوله است.پیام رهبر انقلاب به دولت و تاکید موکدایشان در برخورد قاطع و ریشه ای با عوامل حادثه فروریختن برج متروپل آبادان حجت را تمام کرده است.دادستان استان خوزستان در مدت کوتاه مسئولیت خود علیه فساد در چندین فقره قاطعانه ورود کرده است. انتظار می رود در برخورد با ریشه های فساد آنگونه برخورد نمایند که از ایشان انتظار می رود.