آفرینش انسان در مثنوی و قرآن

مهری کیانوش راد :از پرسش های جذابی که همیشه انسان را مجذوب خود می کند ، پرسش ازخلقت ، بخصوص خلقت انسان و چگونگی این پدیده ی شگفت است.مولانا معتقد به تدریجی بودن کمال همه ی پدیده های هستی ، از جمله انسان است .به چند نمونه از اشعار مولانا اشاره می کنیم . ۱- […]

مهری کیانوش راد :از پرسش های جذابی که همیشه انسان را مجذوب خود می کند ، پرسش ازخلقت ، بخصوص خلقت انسان و چگونگی این پدیده ی شگفت است.مولانا معتقد به تدریجی بودن کمال همه ی پدیده های هستی ، از جمله انسان است .به چند نمونه از اشعار مولانا اشاره می کنیم .

۱- دفتر اول مثنوی :

هر نبات و شکّری را در جهان /مهلتی پیداست از دور زمان
سالها باید که تا از آفتاب /لعل یابد رنگ و رخشایی و تاب

۲- دفتر دوم مثنوی

مهلتی بایست که تا خون شیر شد

۳- دفتر سوم مثنوی:

از جمادی مردم و نامی شدم /و ز نما مردم به حیوان بر زدم .
مردم از حیوانی و اَدم شدم /پس چه ترسم کی ز مردن کم شوم
حمله ی دیگر بمیرم از بشر /تا بر آرم از ملایک پر و سر .
و ز ملک هم بایدم جستن ز جو /کل شی هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم /اَنچ اندر وهم ناید اَن شوم
پس عدم گردم ، عدم چون ارغنون/گویدم انا الیه راجعون .

در ابیات بالا ، مولانا به تکامل انسان از نباتی بودن ، تا رجوع دوباره ی به خالق در بعد جسمانی و روحانی سخن می گوید.برای آگاهی بیشتر اشاره ای به سابقه ی کاوشگری در خلقت انسان می کنیم.اول بار در اسطوره ها و کتب آسمانی به خلقت انسان پرداخته شده است .برای دستیابی به حقیقت ، علم راهی طولانی را تا به حال سپری کرده است .داروین به دنبال تلاش دیگر دانشمندان ، در سال ۱۸۵۹ در کتاب «منشا انواع » اعلام کرد که وجود هر جانوری ریشه در جانور قدیمی تر از خود را دارد و نسل انسان را به شمپانزده رساند ، البته با این فرض که : بین انسان و شمپانزده حلقه ی گمشده ای وجود دارد.

علم امروز معتقد است که بر اساس DNA بین انسان و شمپانزده نزدیکی بسیاری وجود دارد .البته این نظریه در حد فرضیه است و هنوز اثبات نشده است .در سال ۲۰۱۴ فرضیه ی جدیدی به وسیله ی «نیل شوبین» در کتاب «ماهی درون شما » اعلام شد و نسل انسان را به ماهی رساند .باز این نظریه در حد فرضیه و اثبات نشده است .افرادی مانند کشیش «جیمز اشر، ۱۶۵۶ -۱۵۸۱» در قرن ۱۷ حتی تاریخ خلقت انسان را نیز تعیین کردند :«۶ بعد از ظهر روز ۲۲ اکتبر ، ۴..۴ سال قبل از میلاد مسیح ، آغاز خلقت و شش روز بعد خلقت انسان انجام شد.اما باز در حد یک نظریه باقی ماند.در دنیای مسیحیت ، کاتولیک ها، ارتدوکس و پروتستان ، هر کدام با رویکردی خاص، به این نظریه پردازی ها واکنش نشان دادند.

ما نیز به عنوان یک مسلمان حق داریم ، پرسشگری کنیم که :قرآن چه دیدگاهی در باره ی خلقت انسان دارد ؟به نظر م ، برداشت قرآنی ، متناسب با تدریجی بودن خلقت موجودات است ، انسان نیز از این قاعده ی کلی تبعیت می کند.در قرآن منشا خلقت همه ی موجودات زنده ، حتی انسان از آب معرفی شده است ، هرچند چگونگی اَن روشن نیست .و جعلنا من الما کل شی حی (انبیا ،۳۰)و هوالذی خلق من الما بشراً( فرقان ، ۵۴)در آیه ۴۵ سوره ی نور ، گذشته از ذکر منشا خلقت ، به مراحل بعد از خلقت نیز اشاره می شود.«خداوندهمه ی موجودات را از آب آفرید ، گروهی از موجودات بر شکم راه می روند ( خزندگان ) برخی بر دو پای خود راه می روند (انسان ) ، برخی بر چهار پا راه می روند . خداوند هر موجودی را بخواهد ، می آفریند ، خداوند بر هرچیزی توانا است .»

از بین موجودات ، انسان و خلقت او ، برای ما ، از جایگاه مهم تری برخوردار است .در قرآن ، ریشه ی خلقت موجود دو پا (انسان) نیز آب معرفی شده است ؛ اما در برخی اَیات ، از خلقت آنی انسان نیز سخن به میان آمده است .با مروری بر آیات ،تدریجی بودن خلقت ، در بطن این آیات نیز آشکار است .به طور مثال اشاره به آیه ۵۹ سوره ی آل عمران می کنیم :«شباهت عیسی در خلقت مانند خلقت آدم است که از خاک آفریده شد ، به او گفته شد : موجود باش ، پس شد.»نکات مهم این آیه :

الف: اشاره به بعد انسانی مسیح (ع) است و برای اثبات ، اشاره به یکسانی خلقتِ آدم و مسیح شده است .

۲-اصل وجودی هر دو ، مستند بودن خلقت به اذن خداست.بنابراین ، این آیه عملکردی دو سویه دار‌د.اگر عده ای برای خلقت آنی یا فیکسیسم از ان استفاده می کنند، می توان برای خلقت تدریجی یا ترانسفورمیسم نیز از آن بهره برد.اگر در خلقت آدم و مسیح (ع) شباهت وجود دارد ، بنابراین آدم نیز باید مانند مسیح ، سیری تکاملی را طی کرده باشد.در سوره ی دهر ، آیه ۱ آمده است :«آیا بر انسان زمانی نگذشت ، در حالی که چیز قابل ذکری از او وجود نداشت .»یعنی آدم ، آدم بود ، اما به حقیقت آدم نبود.اگر در قرآن ، انسان ، از نظر جسمانی تکامل یافته موجودات دیگر باشد ؛ اما زمانی ، متفاوت با کل پدیده های هستی می شود ، مسجود فرشتگان می شود ، که مجهز به ویژگی های خاصی بشود، که عبارتند از :

الف: نفخه روح الهی در انسان :«هنگامی که خلقت انسان به سامان رسید ، از روح خود در او دمیدم . پس برای او سجده کنید.(حجر ، ۲۹ ) »اما ملایک و ابلیس برتری انسان را نپذیرفتند ، بنابراین ویژگی دوم انسان آشکار شد.

ب : آموختن علم الاسما :«خداوند علم به همه ی اسما را به آدم آموخت …( بقره ۳۱ ) »امتحانی بین ملک ، جن و انسان به انجام رسید و نتیجه :ملایک با عقل خود ، برتری آدم را پذیرفتند و سجده کردند.ابلیس با اراده ی خود ، با عقل مبارزه کرد و بر آدم سجده نکرد.به نظرم ، همه ی این آیات دالّ بر تدریجی بودن خلقت انسان است ؛ اگر چه به کنه حقیقت و چگونگی اَن نرسیده باشیم.